آقای بهنود! این دفعه رای بی رای!؛ ف. م. سخن

D0685105-657E-478E-83BA-AA38D5AF1DE4.jpegچند وقت پیش توییتی از آقای مسعود بهنود دیدم و بسیار متاسف شدم. ایشان نوشته بودند:
«در انتخابات متعدد شرکت کردیم تا اوضاع بدتر نشود یا بهتر شود، با شرکت نکردن در انتخابات هیچ چیز عوض نمیشود به خصوص حکومت. اوپوزیسیون تا اینجا فقط بلدند دشنام بدهند. اول باید خودی نشان بدهند، تا هم حکومت و هم موافقانش انها را به دیده بگیرند. ناسزا با نام مستعار، حرکت سیاسی نیست.»

به این توییت می توان جواب ساده ای داد که استدلال آقای بهنود را برای رای دادن در نظام اسلامی خنثی می کند.

می توان در جواب آقای بهنود گفت، حال که شما هم تایید می کنید، قبلا رای می دادیم تا اوضاع بدتر نشود و بهتر شود [حال که اوضاع بدتر شده و بهتر نشده] با شرکت کردن در انتخابات، باز هیچ چیز عوض نخواهد شد! هیچ چیز عوض نخواهد شد! هیچ چیز عوض نخواهد شد!

بنابراین رای دادن یا ندادن امثال شما علی السویه است. اگر آقای بهنود در این موضوع با ما اشتراک نظر دارند، باید این را اضافه کنیم که چرا باید در کاری شرکت کنیم که هیچ فرقی در وضع ما به وجود نخواهد آورد، جز این که -همان طور که چند سال پیش خطاب به ایشان نوشتم- شخصیت و اعتبار فردی و اجتماعی ما، به خاطر این کار بی حاصل بر باد می رود.

آیا این شخصیت و اعتبار، فردا روزی به کار نخواهد آمد؟

اگر با وجود دانستن تمام تبهکاری های حکومت نکبت اسلامی، باز مایل به جنگ و جدال و تغییر بنیادین حکومت نیستیم، بهتر نیست با سکوت خود، و یا با کنار کشیدن از فضای سیاسی، به حفظ و نگهداری شخصیت و اعتبار مان بکوشیم، شاید فردا در جایی مناسب به کار آید؟

من چند سال سعی کردم با دوستان معتقد به «اصلاح» از درون حکومت و نا معتقد به «انقلاب» و «دگرگون سازی اساسی» از بیرون، هم قدم باشم و در عین حال مخالفتِ خود را نسبت به روش شان در کنار خودشان بازگو کنم.

اثر این کار این بود که بسیاری از جوانان که دیروز به حرف نویسندگانی چون آقای بهنود گوش می دادند، «به تدریج» متوجه اشتباه خود شدند.

بعد از آزادی مهندس موسوی هم متوجه اشتباه خود در باره ی او و دوران امام راحل خواهند شد، هر چند امروز چون در بند است تمرکز ما بر آزادی او بر مبنای انسانیت است و نه خط سیاسی و دینی او.

امروز اما، این همقدمی، به رغم همراه بودن با نقد صریح و مخالفت با نظرهای ابراز شده، عین خدمتگزاری به حکومت نکبت اسلامی شده و مرام و منش فردی و انسانی ما را به ورطه ی نابودی کشیده.

احساس ذلت و خواری، آن هم به خاطر عمل داوطلبانه و نه اجباری، تتمه ی آزادگی و آزادی خواهی را از بین برده و مماشات گران را در حضیض بی اعتباری نزد مخالفان حکومت گرفتار کرده است.

این که خود بدانیم داریم کاری می کنیم که کردن و نکردن اش فرقی به حال ما و جامعه نخواهد کرد، عین حرکت به سمت سرابی ست که می دانیم سراب است ولی با این حال به آن سمت می رویم و دیگران را هم به آن سمت می کشیم، چون رفتن بهتر است از نرفتن.

در آینده مطلبی خواهم نوشت در نقش عمل و عکس العمل سیاسی در پا فشاری آقای بهنود برای طی مسیر بی مقصد. عمل و عکس العملی که نویسنده ای چون آقای بهنود را متاسفانه به لج بازی با مخالفان افکار سیاسی اش کشیده و ایشان را هر روز دورتر از واقع گرایان و تحول خواهان سیاسی و اجتماعی می کند.

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

وزیر انرژی عربستان: نفت کافی در انبارها ذخیره شده است

cafeliberal

خطابه پایانی مانیفست جمهوری اسلامی؛ عرفان کسرایی

cafeliberal

در رابطه با خرابکاری در چهار کشتی، امارات از “یک عامل دولتی” نام برد، ولی از رژیم ایران سخن نگفت

cafeliberal

لغت‌نامه کدخدا، ۵۱: فیلترینگ و مخالف و برنامه‌ریزی و اراذل و اوباش

cafeliberal

تلاش مکرون برای پایان دادن به اعتراض‌ها با کاهش مالیات

cafeliberal

"یک زندانی سیاسی توسط دو زندانی غیرسیاسی به قتل رسید"

cafeliberal