اقتصاد چپاول

این روزها در شبکه های اجتماعی بحث #مرجان_شیخ_الاسلامی و #مهدی_خلجی به صدر جدول آمده است. در دفتر اول مثنوی معنوی، اعتراض مریدان در خلوت وزیر، برای نشان دادن بی اختیاری انسان ها بیت مشهوری آمده است که اگر در وضعیت کلی انسان صدق نکند برای بیشتر ایرانیان به ویژه فعالان شبکه مجازی صادق است.

«ما همه شیران ولی شیرعلم …. حمله‌شان از باد باشد دم‌ بدم»

امروز نیز کسانی که مقاصد پنهانی دارند اندکی و فقط اندکی لای درب گنجه اسرار را باز کرده اند و به صورت هدفمند قطره ای از دریای چپاول ایران را به مردم نشان میدهند. هدف و مقصود کسانی که پرونده پتروشیمی را باز کرده اند سیاست است و نگارنده به دلیل دسترسی نداشتن به اطلاعات از اظهار نظر دقیق در این زمینه خود داری میکنم.
1.

#مهدی_خلجی ساخته و پرداخته سنت مذهبی است و بی شیله پیله بگویم نسبت به این سنت دید مثبتی ندارم. هر چند او باهوش است و نثر زیبایی دارد و به باور من برخی نظریه های علوم انسانی را برخلاف دیگران خیلی عمیق فهمیده است.اما اگر کسی بگوید خلجی تغییر کرده است و دیگر مذهبی نیست هیچ چیزی از جامعه شناسی نمی داند. ساختار های فرهنگی سازنده سوژه هستند. این ساختار ها لایه به لایه در ذهن افراد حضور دارند و الگوهای رفتاری و احساسات و ایستار ها را شکل میدهند. تغییر به این سادگی نیست. به باور من آنچه سبب میشود انسان ها در دایره اخلاقمداری قرار گیرند عشق و امید است مهدی خلجی نشان داده که به ایران عشقی ندارد. مسئله دیگری که اعتماد به این قشر را دشوار می سازد مسئله تقیه و تاریخِ تقیه به ویژه در این نوع مذهب است.
2.
با وجود موارد ذکر شده در بالا که همیشه در نظر من نسبت به اشخاص صادق بوده است تصور نگارنده بر این است که فعالین شبکه های اجتماعی خیلی عجولانه و شتابزده وارد این موضوع شده اند. نوع تبلیغاتی که پیرامون این موضوع می شود به شدت گمراه کننده است. به عنوان مثال رقم 6 میلیارد دلار مربوط به عدد کلی پرونده دزدی و چپاول است و آنچه که #مرجان_شیخ_الاسلامی دزدیده است حدود 16 میلیون دلار است. آری من ترجیح میدهم به جای واژه اختلاس از دزدی و چپاول استفاده کنم. بکار گیری واژگانی مانند اختلاس به نوعی از ابتذالِ شر دامن زده است.از دید اسلامگرایان اختلاس مربوط به خودی هاست، امری عادی است و دزدی مربوط مربوط به آن روستایی خراسانی است که برای سرقت یک گوسفند دستش بریده شد.
3.
چه کسانی راه را هموار کردند؟

کسی از همسر اول #مرجان_شیخ_الاسلامی ننوشته است. همسر اول ایشان که پله های ترقی را در برابر این خانم قرار داد یک سردار سپاه است. گویا نام او باقر نژاد است اما در مورد نام او مطمئن نیستم. حضور این خانم در سطوح بالای مدیریتی روزنامه ها ی اصلاح طلب، سازمان میراث فرهنگی، نامزدی اصلاح گرایان و اصولگرایان،انجام معاملات مربوط به دور زدن تحریم ها و سایر موارد به واسطه همسر اول این خانم که یک سردار سپاه بود ممکن شده است. دسته بندی کشور به دایره «خودی ها و غیر خودی ها» که در بالاترین سطوح کشور انجام شد کشور ایران را به صورت ملکِ طلقِ دارو دسته ای در آورده است که هیچ تعلقی به ایران ندارند. و همین دسته بندی شاه سلطان حسین وار بود که روند غارت کشور را که با انقلاب اسلامی شتابی دوچندان گرفته بود به اوج آسمان رسانده است.
4.
اقتصاد چپاول

نگاهی به لوایح بودجه کشور بیندازید. رقم چپاول این خانم نسبتی با تبلیغاتی که علیه او و مهدی خلجی می شود ندارد. در واقع 16 میلیون دلار در لوایح بودجه رسمی کشور جایی که چپاول به شکل قانونی انجام میشود و هر دستار بند و قداره بندی با کیسه ای منتظر غارت کشور ایستاده است رقم قابل توجهی نیست . در بودجه رسمی کشور ما چپاول به شکل قانونی و رسمی انجام می گیرد. به ضرس قاطع می توان گفت ممر در آمد چند میلیون نفر در ایران به واسطه نظام چپاول و توزیع ثروت در میان خودی ها ممکن شده است. همین افراد هستند که در لباس ملیگرا، مارکسیست، روشنفکر و روزنامه نگار ظاهر می شوند و خواسته یا ناخواسته از این نظام دفاع می کنند. این جمله آخر تاییدی بر سخنرانی آخر #مهدی_خلجی در باره ناممکن بودن انقلاب در ایران است. تصور بر این است که مهدی خلجی پس از ورود به این جریان به شکل ناخود آگاه راجع به این پدیده در ایران سخن گفته است.
5.
ریشه زایش سلبریتی ها

شاید در بسیاری از دموکراسی ها وضع به این منوال باشد. نوشته های جامعه شناسانی مانند پیر بوردیو، اقتصاد دان هایی مانند پیکتی و انتقاد های بسیاری از سوسیالیست ها هم موید همین مطلب در سایر نقاط جهان است و به نظر می رسد نظام سرمایه داری چنین استعدادی را برای زایش فساد دارا باشد. اما بین ایران و کشور هایی که #اصحاب_ایدئولوژی بر آنان حکمرانی میکنند با کشور های سرمایه داری تفاوت ظریفی وجود دارد که حائز اهمیت فراوان است. سرمایه داری در غرب میراث اشرافیت این کشورها را با خود همراه داشت. در گذشته اشراف، پادشاهان و کاخ هایشان محل تجمع نخبگان علمی، هنری، صنعتی و غیره بودند بنا براین سرمایه داران غربی در پیوندی ارگانیک با شایسته سالاری قرارداشتند و هنوز هم تا حدودی این پیوند وجود دارد. اما نوکیسگان ایران پس از انقلاب از بد سلیقه ترین، متحجر ترین و وحشی ترین اقشار ایران هستند که به جای جلب متخصصان، خودشان با راه اندازی نهاد هایی مثل دانشگاه آزاد، هنر اسلامی و از همه فجیع تر با از کار انداختن بوروکراسی و شایسته سالاری نهاد های غربی به نفع خود (سهمیه بندی دانشگاه ها) تمام القاب لازم را قلب می کنند و بدست می آورند.کافی است به مدارک تحصیلی حاکمان ایران که از ایران و دانشگاه های خارجی اخذ کرده اند توجه کنید. بنا براین هنرمندان بی استعداد، دانشمندان خنگ و کج وکوله ، روزنامه نگاران بی سواد و سایر مواردی که نشانه های انحطاط جامعه و فرهنگ هستند ملقب به القاب علمی، هنری و نظامی و فرهنگی شده و مارکدار می شوند.
6.
مصرف ثروت نیز به همین منوال است. در حکومت پهلوی ها سخن از هزار فامیل می رفت و فساد وجود داشت. اما انباشت ثروتی که از طریق رانت در گذشته صورت می گرفت برای سرمایه گذاری در داخل ایران مورد استفاده قرار می گرفت. به جز مورد هژبر یزدانی واتفاق های نادری که نزدیک به انقللاب در گذشته شاهد آن بودیم در بقیه موارد انباشت ثروت در داخل مصرف می شد. مهمتر از آن در برابر یک فاسد ده ها کار آفرین و سرمایه دار وجود داشتند که از راه های کاملا قانونی ثروتمند شده بودند و نقش اساسی در پیشرفت و توسعه ایران ایفا کردند. فساد بیشتر مربوط به ملاکان و زمینداران قاجاری بود که خواسته یا ناخواسته به پهلوی ها رسیده بود و آنها نمی توانستند با آنچه که به آنان میراث رسیده بود کاری بکنند.
بنیان جمهوری اسلامی با غارت و مصادره اموال گذاشته شد. اطلاعات مربوط به سازمان برنامه و بودجه نشان میدهد که از همان آغاز انقلاب اقتصاد غارت و چپاول شکل گرفت و تکلیف بخشی از بودجه ایران مشخص نبود، احتمالا دستمزدهای سازمان هایی چون فتح در انقلاب با این بودجه مخفی پرداخت شده است. جنگ با عراق و عدم تثبیت جمهوری اسلامی تا حدودی جلوی رشد این درخت فساد را کند کرده بود. با این وجود جنگ مانع نبود تا پرونده فساد رفیق دوست و محسن هاشمی وجود نداشته باشد. پس از جنگ و ادغام ایران در نظام اقتصاد جهانی و کمک های بانک جهانی به ایران، یک طبقه نوظهور یک شبه در دریای ثروت غوطه ور شد. اگر دوران جنگ دوران رشد بازاری ها و تاجران و موتلفه بود و واردات کلید اصلی دستیابی به ثروت محسوب می شد دوران پس از جنگ دوران رشد مالی تمام سران نظام بود و دوران احمدی نژاد را میتوانیم دوران رشد نیروهای امنیتی رده پایین تر که سرشان در این غارت بی کلاه مانده بود بدانیم. این ثروت اندوزی ها از راه گسترش تولید ملی صورت نگرفته است برای هر یک ریال ثروتی که این قوم در ایران اندوخته اند ده ریال از ثروت عمومی کشور خارج شده است و ده ریال نیز توان و بنیه عمومی اقتصاد کشور به نابودی گراییده است.
7.

کج سلیقگی و یا بهتر بگویم بی سلیقگی این قوم و عاری بودن آنان از رفتار طبقه اشراف اروپایی و یا اشراف ایرانی پیش از اسلام [من عمدا روی پیش از اسلام تاکید می کنم] و به کلام ساده عقده ای بودن، بیابانی بودن و نوکیسه بودن آنان، جامعه ایرانی را دچار چنان سقوط اخلاقی کرد که نظیر آن را فقط در زمان حمله اعراب و مغولان به ایران شاهد هستیم. نشانه های این غارت و چپاول در آمار های اقتصادی خود را نشان میدادند اما بدلیل این که ایران متولی نداشت و هنوز هم ندارد کسی به این نشانه ها توجه نمی کرد. این که در آمد سرانه در آفریقا در طول این چهل سال 5 برابر شده است ولی در ایران در آمد سرانه نصف دوران قبل از انقلاب است یکی از بزرگترین نشانه های این غارت و چپاول است. در آمد سرانه مردم جهان سه برابر شده، در آمد سرانه کشورهای در حال توسعه 6 برابر شده، در آمد سرانه کشور های توسعه یافته دو برابر شده اما در آمد سرانه مردم ایران نصف دوران پیش از انقلاب است. در واقع تحریم، جنگ وسایر موارد معلول عدم توجه حاکمان به ایران هستند نه این که علتی برای وضع اسف بار کشور ما باشند. اصلاح طلبان و بویژه نئولیبرال های وطنی تلاش دارند تا در هر نوشته این دلیل اصلی را پنهان کنند. آنها بودند که سالها پیش با مطرح کردن خصوصی سازی ها و برگزاری نمایش های بزرگ راه را برای غارتگران هموار تر کردند و البته سهم خود را هم گرفتند. باید توجه کرد بخش بزرگی از این غارت و چپاول فقط با خصوصی سازی ها ممکن شده است.
8.
مورد #مهدی_خلجی و #مرجان_شیخ_الاسلامی در مقایسه با تریلیون ها دلار غارتی که از ایران شده است حکایت یافته شدن سوزنی در انبار کاه است. چنانچه ایدئولوژی ها و آرمانها باز هم در مصدر حاکمیت قرار بگیرند این غارت ادامه خواهد یافت.« راه برون رفت از این چنبره زهر آگین فقط عشق به ایران است و عشق به ایران. » تنها عاملی که می تواند سیاستمدار و قدرتمدار را از غارت کشورش بازدارد عشق به میهن است رقابت های سیاسی جناحی و حتی آنچه که آزادی مطبوعات نامیده می شود لازمند اما مانعی اساسی در این زمینه بویژه در کشورهای توسعه نیافته نیستند.

#اقتصاد_چپاول این روزها در شبکه های اجتماعی بحث #مرجان_شیخ_الاسلامی و #مهدی_خلجی به صدر جدول آمده است. در دفتر اول…

Gepostet von Farhad Ghanaatgar am Sonntag, 10. März 2019

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

قضیه اس۴۰۰؛ نمایش سینمایی قدرت به جای تأمین نیازها، رضا تقی زاده

cafeliberal

وزرای خارجه گروه ۷ درباره برنامه‌های موشکی و اتمی ایران گفتگو می‌کنند

cafeliberal

قاسم سلیمانی: مذاکره با دشمن تسلیم محض است؛ علی لاریجانی: مذاکره با آمریکا سهل‌اندیشی و اشتباه راهبردی است!

cafeliberal

کمونیسم یا فاشیسم ،کدام یک قاتلین قهارتری هستند؟

Jahan

سفر رئیس‌جمهور چین به روسیه و "آغاز عصر جدید" دوستی

cafeliberal

«اینستکس» ابزار هیاهوی تبلیغاتی در چهلمین سالگرد یک انقلابِ شکست خورده

cafeliberal