به بهانه انقلاب 57 (4)، ارتجاع سرخ و سیاه

Ähnliches Foto

گفته شد که بنیان گفتمان اسلام گرایی* را مصدق در نطق مشهور خود در مجلس پس از رضا شاه گذاشت. در فضای باز 1320-1332 گفتمانی بر ضد رضا شاه شکل گرفت و صد ها گروه مختلف که من آنها را#اصحاب_ایدئولوژی نامیده ام مانند قارچ روییدند. این گروه ها بودند که از 28 مرداد کربلا ساختند و مصدق را نماد دموکراسی کردند.

هیچکس از پیش خود چیزی نشد … هیچ آهن خنجر تیزی نشد

این گروه ها همزمان دو بال داشتند بال اول ، بال ایدئولوژیک و بال دوم بال نظامی و چریکی بود. بال ایدئولوژیک وظیفه تامین نیروی انسانی را برای بال نظامی به عهده داشت. در ادامه خواهید دید که حتی سازمان های مسلح مارکسیستی مانند «چریک های فدایی خلق» از میان گروه های اسلامی برخاستند. امیر پرویز پویان، احمد زاده ها همگی شاگردان مکتب طاهر احمد زاده بودند. حسن شریعمتداری که امروز در میان اپوزیسیون جزو طلبکاران و مدعیان است خود مشغول خدمت در یکی از بال های نظامی بود.

رضا شاه بود که به آرمان های مشروطه جامه عمل پوشید و مخالفین گفتمان مشروطه و مدرنیته همانگونه که در اسناد زیر دیده می شود مخالفین رضا شاه بودند که در فضای ضد رضا شاهی بعد از شهریور بیست بوجود آمدند. آنها با رضا شاه مشکل شخصی نداشتند بلکه از تحولات بوجود آمده در ایران ناراضی بودند بنا براین اطلاق واژه «ارتجاع سرخ و سیاه» به آنها نباید موجب وهن باشد. نام بردن از تمام گروه ها در حوصله یک نوشته فیسبوکی نیست اما نگارنده تلاش دارد تا یک خلاصه مختصر و مفید از چگونگی شکل گیری گفتمان اسلام گرایی تا به قدرت رسیدن در سال 1357 ارائه دهد.

«قسمت اول- شکل گیری بال ایدئولوژیک »

*
پیش از تحولات 28 مرداد 1332، یکی از کسانی که بعدا طرفدار او شد به نام محمد نخشب گروه «سوسیالیست های مسلمان» را تشکیل داد. از جمله معروفترین اعضای سوسیالیست های مسلمان :
1- حسین شاه حسینی(عضو شورای مرکزی جبهه ملی تا سال 96)،2-
2- ابراهیم یزدی،
3- سید رضا موسوی زنجانی(عضو جبهه ملی، افتخار امامت نماز میت بر جنازه مصدق)،
4- ابراهیم کریم آبادی که به همراه حسین راسخ افشار، محمدحسن شمشیری(عضو اخوان المسلمین و از طرفداران سر سخت مصدق)، اسماعیل کریم آبادی، ابوالقاسم لباسچی، حسن قاسمیه «جامعه بازرگانان و اصناف و پیشه وران تهران» را پایه‌گذاری نمود.
نخشب در نوشته‌های خود به صراحت از جنبش‌های چپ منهای مارکسیسم، دفاع کرده و اصطلاحات مختلفی مانند دیالکتیک، انحلال مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و… را در نوشته‌های خود با سهولت به کار می‌برد. به باور وی«واژۀ اجتماعی که از این تاریخ در مباحث ایدئولوژیک جای بزرگی خواهد داشت، سوسیالیسم بر پایۀ طرز فکر خداپرستی است».او اولین فردی بود در جهت ادغام شیعه با سوسیالیسم کوشش کرد.(1)
*
جلسات آموزشی، به طور معمول از همان سال 1325 ـ و شاید پیش از آن ـ در منزل دکتر نخشب برگزار می‌شد. دکتر ابراهیم یزدی، که در سال یاد شده همراه با برادرش کاظم به این جلسات می‌رفته، شرحی از آن‌ها را به دست داده و چگونگی عضویت خود و دوستانش را در شاخه دانش آموزی این تشکل بیان کرده است. وی با اشاره به فضای ضد مذهبی دهۀ 20 و فعالیت کمونیست‌ها و بهائیان و نیز آثار تبلیغات عصر رضاخانی(نقل قول یزدی است) از حرکت نخشب (دانشجوی حقوق) و آشتیانی (دانشجوی فنی) یاد کرده و اینکه جلسات این دو در یکدیگر ادغام شد. از اینجا بود که حزب خداپرستان سوسیالیست شکل گرفت. وی سپس نام شماری از همراهان نخست این حزب مخفی را معرفی کرده و تحولات بعدی این حزب را نیز بیان کرده است. (2)
*
این گروه پیش از رویداد های 28 مرداد به حزب ایران به رهبری الهیار صالح پیوستند اما از آنجا که این حزب لائیک بود از آن جدا شدند. «علی شریعتی» و «کاظم سامی» شعبه مشهد این گروه را تاسیس کردند. همانگونه که پیشتر گذشت، ابراهیم یزدی که بعدها به نهضت آزادی آمد دورۀ دانش آموزی و فعالیت‌های سیاسی دورۀ جوانی خود را در خداپرستان سوسیالیست سپری کرده بود.

*گروه یاد شده که رهبری آن در اختیار محمد نخشب بود، با نزدیک شدن زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت از طرفداران سرسخت دکتر مصدق شده، پس از قیام 28 مرداد 1332 در شمار گروه‌هایی درآمد که نهضت مقاومت ملی را تشکیل داد.*

نخشب مدتی نیز دستگیر شد و پس از آزادی به آمریکا رفت و در سازمان ملل مشغول به کار شد. وی در آنجا در ایجاد کنفدراسیون دانشجویان ایران شرکت جست؛ اما پس از آنکه کنفدراسیون به طور دربست در اختیار مارکسیست‌ها و مائوئیست‌ها قرار گرفت، از آن جدا شد و در نشریۀ مجاهد ارگان نهضت آزادی خارج از کشور مقاله می‌نوشت و در واقع یکی از رهبران نهضت آزادی در آمریکا به شمار می‌رفت. گزارش ساواک از فعالیت جناح وی چنین است: «جناح دوم عبارتند از کسانی که سیاست و اسلام را دو مطلب لاینفک می‌دانند و تحت عنوان ایدئولوژی سوسیالیزم مذهبی به فعالیت مشغول هستند و رهبری این دسته به عهدۀ محمد نخشب است… و ضمناً احمد ملک محمدی نماینده سوسیالیست‌های مذهبی در واشنگتن بوده و این افراد پشتیبان بازاریان و روحانیون به طور اخص می‌باشند.»(3) گفتنی است که علایق گذشتۀ شریعتی به این جنبش در دهۀ 30 سبب شد تا وی به ترجمۀ کتاب «جودة السحار» دربارۀ «ابوذر» بپردازد. کتابی که از ابوذر، شخصیتی سوسیالیست ارائه کرده بود، شریعتی نام این کتاب را که به توصیۀ پدرش ترجمه کرده بود، ابوذر، خداپرست سوسیالیست گذاشت که نشانگر گرایش فکری او در این دوره است.

از دیگر گروه های شایان توجه حزب اخوان المؤمنین است که در سال 1330 اساسنامه و مرامنامۀ خود را منتشر کرد. در این مرامنامه بر تعدیل سرمایه‌ها بر اساس سوسیالیزم اسلامی و تشکیل شرکت‌های ملی و نیز تحریم مطلق کالاهای خارجی تأکید شده و طرد کلیۀ اشخاص غیر مسلمان از وزارتخانه‌ها، ادارات و… به عنوان بخشی از مواد اصل اول این حزب عنوان شده است. نامه ای از گروهی با عنوان اخوان المسلمین ایران نیز به تاریخ 2/5/1330 به دکتر مصدق در حمایت از نهضت ملی در دست است.

انجمن اسلامی دانشجویان: انجمن اسلامی دانشجویان از تشکل‌هایی بود که پس از شهریور بیست ایجاد شد. معضل این زمان دانشجویان متدین این بودکه چگونه مشکل علم و دانش را حل کنند. رفتن به دانشگاه در نگاه بسیاری وارد شدن در عرصۀ بی‌دینی بود. در این شرایط بچه‌های مذهبی در دانشگاه، جرأت ابراز تدین خویش را نداشتند و به خاطر خواندن نماز اغلب تحقیر می‌شدند. . عزت الله سحابی نام اشخاصی را که بنیانگذار این انجمن بوده‌اند چنین شرح می‌دهد: نخشب دانشجوی علوم سیاسی، حسین عالی دانشجوی پزشکی، منصور بیگی دانشجوی پزشکی، مهدوی شهرضایی دانشجوی رشته معقول و منقول، آقای امین شهیدی دانشجوی پزشکی. بر اساس اساسنامۀ این انجمن، هدف از ایجاد آن چهار مسأله بوده است، اول: اصلاح جامعه بر طبق دستورات اسلام، دوم: کوشش در ایجاد دوستی و اتحاد بین افراد مسلمان مخصوصاً جوانان روشنفکر، سوم: انتشار حقایق اسلامی به وسیلۀ ایجاد مؤسسات تبلیغاتی و نشر مطبوعات، چهارم: مبارزه با خرافات. در اینجا منظور از خرافات اسلام سنتی است.

در یک سخنرانی که در سال 1325 از سوی فردی به نام مهدی سعیدی دربارۀ علت تشکیل انجمن اسلامی، در محل دارالفنون ایراد شده است، هدف از تشکیل آن، مبازه با «غرب زدگی» عنوان شده است. بنا براین مفاهیمی مانند غرب زدگی را نباید به احمد فردید یا جلال آل احمد محدود کرد.

یکی از سازمان هایی که هنوز در هاله اسرارآمیزی قرار دارد سازمان «متاع» است. در حالی که ابراهیم یزدی در خاطرات خود این نام را مخفف «مرکز تصمیم ، اقدام و عمل» نامیده است، مصطفی کتیرایی از شکل‌گیری یک تشکل غیر سیاسی و غیر انتفاعی با نام «متاع» یاد می‌کند که مخفف «مکتب تربیتی اجتماعی عملی» و هدف آن انجام یک سری فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی بود که از دل آن، شرکت انتشار، شرکت قلم، انجمن اسلامی مهندسین، انجمن اسلامی پزشکان، انجمن اسلامی معلمین درآمد. کتیرایی بر آن است که جلسات متاع از سال 37 تا انقلاب ادامه داشت و اعلامیه مشترکی هم که مطهری و بازرگان دادند در همین جلسه متاع تهیه شد. تاسیس این سازمان همزمان بود با سفر اسرار آمیز و غیره منتظره ابراهیم یزدی به آمریکا. بسیاری از اتفاقات مانند ترور مطهری در کنار ساختمان این سازمان اتفاق افتاده است. این سازمان شبکه ای عنکبوتی بود که منابع مالی را به سوی ساخت مساجد، مراکز اسلامی مانند حسینیه ارشاد، و همچنین انجمن های اسلامی و مدارس مذهبی مانند کمال در نارمک و هدف هدایت می کرد. … ادامه دارد

پانویس:
1. مجموعه آثار محمد نخشب، ص 274
2. – خاطرات رجبعلی طاهری، ص 11-12. برخی از اعضای این حزب عبارت بودند از: محمد نخشب، حسین راضی، علی اکبرنوشین، احمد سمیعی، معین الدین مرجائی، محمدهادی جواهری، محمد حسن سالمی، کاظم سامی، حبیب الله پیمان، محمد ایزدی، علی اکبرمعین فر، صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی، و علی شریعتی و مصطفی چمران.
3. – فعالیت سیاسی ـ اجتماعی نخشب، ص 90.
4. خاطرات ابراهیم یزدی

فرهاد قناعتگر

به بهانه انقلاب 57 (4)ارتجاع سرخ و سیاه گفته شد که بنیان گفتمان اسلام گرایی* را مصدق در نطق مشهور خود در مجلس پس از…

Gepostet von Farhad Ghanaatgar am Mittwoch, 16. Januar 2019


قسمت اول:

به کجا می رویم؟ (به بهانه انقلاب 57)

قستم دوم:

به بهانه انقلاب 57(2): دهاتیسم و روشنفکری

قسمت سوم:

به بهانه انقلاب 57 (3)، شاه و گفتمان ایرانگرایی

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

سکته همزمان سه متهم بانک سرمایه

cafeliberal

رویارویی سلطان صادرات با بانک مرکزی

cafeliberal

تأملات بهنگام؛ پروژه‌ی ققنوس: عملیاتی شدنِ یکی از اصول پهلوی‌گرایی

cafeliberal

شکست موشک سیمرغ: ضعف فنی یا «اقدام نظامی بازدارنده» آمریکا؟

Jahan

به زور به چنگ درآوردن منزل یک شخص بوسیله برادر روحانی

Jahan

روز جهانی خوشبختی: فنلاندی‌ها در صدر، ایران در میان ۱۵۶ کشور در رتبه ۱۱۷

cafeliberal