10.1 C
Tehran
چهارشنبه, ۲۹ اسفند , ۱۳۹۷

تحلیل گران بی بی سی و ۴۰ سالگیِ انقلاب نکبت بار اسلامی؛ ف. م. سخن

5C9A093B-C8AF-4574-B02D-B2A6C963553E.jpegآن چه در سال های ۵۶ و ۵۷ در ایران گذشت، مجموعه ای از رویدادها بود که نتیجه اش به انقلاب اسلامیِ خمینی ختم شد.

در بررسی موضوع انقلاب، می توان به دو صورت عمل کرد:
-زیر ذره بین گذاشتن رویدادها و حوادث مجزا، بر اساس خاطره های شخصی دست اندرکاران موثر انقلاب تا مردم عادی و مبارزان دگر اندیش کم تعداد و کم اثر.
-نگاه کلی نگرانه و بررسی مجموعه های موثر در وقوع انقلاب بدون ورود به جزییات مطرح شده توسط افراد و هدف قرار دادن نتایج اعمال و نه آرزوها و آمال مجزا.

اگر رسانه ای بخواهد با اجرای مورد اول، به نتایجی که در مورد دوم ذکر شد دست پیدا کند، باید مجموعه ای مفصل را گرد آوری کند و با ارزش گذاری بر عناصر این مجموعه، تعادل مطلوب در نظرگاه های مختلف را حفظ کند. از طرف دیگر به «نتایج واقعی» بیش از «تصورات و توهمات دلخواه» بپردازد و غث و سمین را در هم نیامیزد.

*****

من چندان تمایلی به عیب و ایراد گرفتن از بی بی سی فارسی ندارم چون گفتنی ها در مورد این رسانه ی پر مخاطب و شیک را، هم دیگران گفته اند و هم من جسته و گریخته در اینجا و آن جا نوشته ام.

از مخالفان بی بی سی اصرار و از دست اندرکاران آن انکار که بی بی سی، جهت دهی و سمت گیری مرئی و نامرئی کلانِ سیاسی دارد و مجموعه ی گفتارهای آن، در نهایت بر ضد نظام شاهنشاهی و به نفع نظام ملاها می باشد.

برنامه هایی که این چند روزه در آستانه ی ۴۰ سالگی انقلاب نکبت بار اسلامی در بی بی سی دیده ایم، با کمال تاسف موید نظر مخالفان بی بی سی ست.

این که بی بی سی چه هدفی را در واقعیت دنبال می کند نه می دانیم و نه علاقه ای به دانستن اش داریم. فقط به عنوان یک ایرانی، حواس خود را شش دانگ جمع می کنیم تا مجددا پوست خربزه ای به زیر پای ما توسط رسانه و رسانه چی ها انداخته نشود و ما دچار فریب خوردگی و پشیمانی آتی نشویم.

در این امر هم تا به آن جا پیش نمی رویم که خود را دچار پارانویا و توهم های ناشی از ترس تکرار خطاهای گذشته کنیم و از واقعیت ها به دور باشیم.

در برنامه ی دیشب بررسی نقش زنان در انقلاب، بی بی سی از خانم تحلیلگری که در سوئد درس جامعه شناسی می دهد دعوت کرده بود تا نظرش را در باره ی پیشرفت و پسرفت زنان در دوران بعد از انقلاب بگوید.

سخنان این خانم علی القاعده باید فنی و مبتنی بر فاکت و واقعیت های اجتماعی ایران می بود، اما چیزی که ما دیدیم، بی سوادی و بی اطلاعی نسبت به جامعه ی ایران و بخصوص جامعه ی زنان ایران چه در گذشته و چه در حال بود.

گفتار این بانو، بیشتر به گفتار راننده های تاکسی در ایران، البته راننده های تاکسی موافق حکومت اسلامی بود.

این که زنان در زمان شاه در عین بی سوادی، در جنبش مردان علیه حکومت پیشین سهیم بوده اند، و زنانی هم که در زمان شاه فقید مدرن به شمار می آمدند، در واقع ظاهرشان مدرن بود و باطنا سنتی بودند و این زنان نقش ابزاری داشتند و منشاء اثر در زندگی سیاسی و هنری و اجتماعی نبودند و جنبش زنان مسلمان، در این ۴۰ سال عاملی بوده که از درون «گفتمان» را تغییر داده و بسیار هم موفق بوده و غیره و غیره و غیره.

ویدئوی این برنامه و سخنان این خانم را در زیر این مطلب می گذارم تا خودتان به طور کامل آن را ببینید و صورت قانونی و حکومتی که به فجایع ضد زن در حکومت اسلامی منجر شد را به شکل توجیه شده از زبان ایشان بشنوید.

البته نظر این جامعه شناس محترم، نظری ست مثل همه ی نظرها که باید بیان شود و موقعیت برای بازگو شدن پیدا کند، اما وقتی خطی سرخ و کلفت بر تمام دستاوردهای بزرگ مربوط به زنان در دوران دو پادشاه فقید ایران کشیده می شود و قله هایی که زنان ایران در مدتی کوتاه توانستند در دوران این دو پادشاه فتح کنند به زنان هنرپیشه با لباس سکسی به عنوان سمبل آزادی تقلیل داده می شود، جا دارد که یک نفر هم در مقابل این خانم تحصیل کرده قرار بگیرد و از زنان قاضی مثل شیرین عبادی، از روزنامه نگاران زن، مثل نوشابه امیری، از زنان وزیر مثل زنده یاد فرخ رو پارسا، از زنانی که بنیاد نهادهای تا امروز مدرن مانده را بنا کردند مثل زنده یاد مینو احمد سرتیپ که به ایشان لقب همابانو داده شده بود، تا هنرپیشگان و هنرمندان بزرگی مانند بانو لرتا و بانو شهلا، تا اولین خلبان بازرگانی و استاد خلبان خانم شهلا ده بزرگی، تا هزاران معلم زن که در شهرها و شهرستان ها و روستاها بچه ها را با سواد می کردند تا هزاران کارمند زن که در سراسر ایران کارهای اداری مردم را رتق و فتق می کردند سخن بگوید و به ایشان با اسم و آدرس نشان دهد که در زمان پیش از انقلاب، زنان هنرپیشه با لباس سکسی نماینده ی آزادی زنان نبودند هر چند آن ها هم در آن دوران توانستند مرزهای آزادی در سینما را گسترده تر کنند که اگر نمی کردند، ایران امروز هم چیزی می شد مثل افغانستان زمان طالبان.

ولی نرود میخ آهنین در سنگ خارای بی بی سی!

بی بی سی چیان کار خود را می کنند و ما هم کار خود را می کنیم. بر مخاطبان است که آگاه و هشیار و با حواس کاملا جمع مراقب پوست خربزه هایی باشند که زیرکانه به زیر پای شان افکنده می شود. ما یک بار به خاطر این پوست خربزه ها به شدت زمین خورده ایم طوری که آثار شکستگی هنوز بعد از ۴۰ سال بد تر از پیش بروز می کند، ولی تا جایی که بتوانیم پوست خربزه های افکنده شده در زیر پای بخصوص جوانان را نشان خواهیم داد و آن ها را تا حد ممکن هوشیار خواهیم کرد.

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

"اوضاع لایحه پالرمو در مجمع خوب نیست، وضع CFT از آن بدتر"

cafeliberal

جمهوری اسلامی نیروگاه ۴۱۱ میلیون یورویی برای بشاراسد می‌سازد

cafeliberal

سلطان قیر؛ قربانی یک نزاع سیاسی؟

root_d7p3qva9

تحلیل غیر منتظره منتشر شده در سایت حکومتی: پایان مادورو آغاز راه ونزوئلاست

Jahan

آمار کودک‌همسری در ایران چقدر است؟

cafeliberal

"شکنجه" اسماعیل بخشی؛ "لکه ننگ" بر دامن دولت روحانی

cafeliberal