16.2 C
Tehran
پنج شنبه, 25 مهر , 1398

جنگ اندیشی و به جنگ کشاندن که شاخ و دم ندارد! – بهزاد کریمی |

باز هم تکرار این عبارت از سوی “رهبر”: جنگ نخواهد شد ولی مذاکره هم نمی کنیم! پس چی؟ اول “توبه” ترامپ تا بعدش ببینیم چه می شود! خامنه ای ولی فقیه در سخنانی که دیروز ۲۶ شهریور بیان داشت با تکرار گفته قبلی خود مبنی بر “مذاکره نه!”، سطح تحریکات در فضای تنش و تشنج نگران آور کنونی را یک پله دیگر بالا تر برد. اتخاذ موضعی درست خلاف توهمات آنانی که آن را به حساب لحظه سنجی و وقت شناسی مرکز تصمیم گیری جمهوری اسلامی گذاشتند و در خدمت گفتگو از موضع قدرت با ترامپ جنگ گریزی دانستند که بولتون را اخراج کرده تا جنگ نشود! تفاسیری که، متاسفانه متاثر از نگاهی هستند نه یار شاطر بل بار خاطر که فقط امریکا و اسرائیل و سعودی را می بیند و بر جمهوری اسلامی چشم بر می بندد!  مگر می توان جنگ افروزانه تر از اینهم سراغ یافت که مدام گفته شود “مذاکره نمی کنیم”؟ آن نیز زمانی که بیشترینه جهان به درست یا غلط بر این ظن متمرکزند که نقطه پرتاب پهبادهای منفجر کننده “آرامکو”، جایی است در جنوب غرب ایران؟ هنگامی که، شرط حتی مذاکره نامحتمل را “توبه” ترامپ اعلام می کند! قبلاً گفتند با ۱۲ شرط پمپئو نمی شود پای مذاکره رفت، حالا ولی “غلط کردم” از ترامپ را انتظار دارند!

چرا نباید از کنار حرف خامنه ای ولی فقیه ساده گذشت؟

در جمهوری اسلامی، ستاد مرکزی تصمیم گیری و صدور فرمان برای اقدامات کلان، بیت ولایت فقیه است و حرف آخر و تعیین کننده، با خود شخص ولی فقیه. آنهم امروز که ولایت خامنه ای در سیر منطقی و عملی ولایت فقیه، خصلت سلطنت مطلقه به خود گرفته و دستگاه عریض و طویل “بیت” او، جنبه ساختاری یک دربار فعال مایشاء را. سخن گفتن از قدرت دوگانه در جمهوری اسلامی، اکنون بیش از هر زمان دیگر بی پایه است. اصلاح طلبان حکومتی طی مسیر “نرمالیزاسیون” چندین ساله به اعتدال فروکاهیدند و اعتدال از اول مطیع نیز، به تمکین جهشی در قبال ولی فقیه! مجلس هم، بیش از هر وقت دیگر مطیع محض قدرت و مشاطه گر تمایلات حاکم. داستان انتصابی و انتخابی در این حکومت، بیشتر شکل کاریکاتور را دارد!

این نیز روز به روز روشن تر می شود که تز “بلوک قدرت” متشکل از ولی فقیه و سپاه پاسداران و نهدهای امنیتی، نه همخوان با واقعیت های جمهوری اسلامی که ذهن پرورده ای است عاجز از توضیح وضع. اینجا، ولی فقیه است که قدرت را در دست خود متمرکز دارد و سپاه و هر نهاد سرکوب دیگری با هر میزان قدرت، باز در خدمت منویات ولی فقیه قرار دارد و هر مقام و موقعیتی از آن، تنها به یک اشاره او قابل عزل و جابجایی است. تصور قدرت گیری کانون اقدام در سپاه پاسداران علیه ولی فقیه (کودتا) از خیالات است. سه ماه پیش طی سلسله نوشتارهایی در سایت حزب چپ ایران (فدائیان خلق) – “به پیش” – نوشتم که جمهوری اسلامی، پاکستان نیست تا سپاه پاسدارانش در موقعیتی همانند ارتش و استخبارات آن کشور فهم شود. سپاه از ولایت فرمان می برد و موجودیت آن، تعریف پذیر با ولایت فقیه. انقلاب اسلامی، زاینده جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی، قایم به ولایت فقیه. این، حکومت، از جنس ولایی است و نه جمهوریت، و اگر هم انواع کانون ها، دستجات و مراکز را در خود دارد همه شان اما نهایتاً زیر چتر ولایت فقیه است که به تمرکز می رسند!

این نیز روز به روز روشن تر می شود که تز “بلوک قدرت” متشکل از ولی فقیه و سپاه پاسداران و نهدهای امنیتی، نه همخوان با واقعیت های جمهوری اسلامی که ذهن پرورده ای است عاجز از توضیح وضع. اینجا، ولی فقیه است که قدرت را در دست خود متمرکز دارد و سپاه و هر نهاد سرکوب دیگری با هر میزان قدرت، باز در خدمت منویات ولی فقیه قرار دارد و هر مقام و موقعیتی از آن، تنها به یک اشاره او قابل عزل و جابجایی است

در چنین حکومتی – حکومت ولایی، حرف و تصمیم تعیین کننده را ولی فقیه می زند و لذا نمی توان و نباید از کنار موضع گیری های آن به سادگی گذشت. این درست است که او هیچ مسئولیتی را بر گردن نمی گیرد اما هیچ تصمیم کلانی هم نیست که غیر او امکان اتخاذ و اعمال شدن را داشته باشد. اصلاً پوزیسیون بودن بمعنی اختیار و قدرت تصمیم گیری و همزمان اپوزیسیون ماندن در معنی نپذیرفتن هیچ مسئولیت حکومتی و گذاشتن هر “گناه” بر شانه نهادهای تابعه، خصلت نمای ولایت فقیه است که در شخص خامنه ای به حد اعلای خود رسیده است! حواریون رنگارنگ ولی فقیه در جمهوری اسلامی می توانند بگونه خزنده این یا آن سیاست دلخواه خود را به او بخورانند ولی تا خود جنابش میل به خوردن نفرماید، هیچ خوراندنی او را ممکن نمی شود! این اوست که می گوید هیچ جنگی نخواهد شد و این اوست که تصمیم می گیرد مذاکره ای صورت نگیرد. معنی این، بازی با سرنوشت ملتی است!

اما چرا “مذاکره نه!”، عین جنگ افروزی است؟

زیرا مشی”نه جنگ”، عمر دراز ندارد و دوام نمی آورد! یک ماه پیش در صحبت با عزیزی حرف به اینجا کشید که چرا نباید این فرض در نظر گرفته شود که اتاق فکر و اقدام جمهوری اسلامی احتمالاً به این برسد که تنها امکان نجات اش از فشار تحریم ها شاید تولید جنگی محدود باشد؟ در واقع، ترامپ از مدتها پیش جنگ را آغاز کرده است؛ منتهی جنگ اقتصادی که ابتکار عملش فقط در دست اوست و هم بی هیچ هزینه انسانی، اقتصادی و سیاسی برای امریکا. جنگی که، میدان آن را فقط طرف امریکایی تعیین کرده و تاکتیک های میدانی اش را هم اوست که رقم می زند. در برابر اما، ببینیم جمهوری اسلامی چه در چنته دارد؟ تا امروز که بیشتر در شکاف بین روسیه و چین با امریکا بازی کرده و همچنین بهره گیری ها از درزهای پدیده آمده بر سر منافع و سیاست ها میان اتحادیه اروپا با امریکا. اما روشن است که استفاده از اینها بردی محدود دارد و نیز به تمامی، مشروط و وابسته به مصلحت های مدام تغییر یابنده آنها بر حسب مصالح خودشان. جنگ لفظی هم که مشی عملی نیست! پس چی؟

حکومت ولایی که از یکسو کمرش زیر فشار تحریم ها هر روز بیشتر خم می شود و از سوی دیگر اما همچنان “مذاکره نه!” سر می دهد منطقاً چاره ای باید بجوید! او که بمب اتم مانند کره شمالی ندارد تا بتواند دیپلماسی آمادگی رسیدن به توافق ولی متکی بر تهدید را پیش ببرد. بنابراین می ماند که خلیج فارس در هم بریزد یا تنگه هرمز را ببندد که می داند در این صورت با همه دنیا روبروست و تازه خود نیز دستش کوتاه از حداقل صدور قاچاقی نفت. در چنین بن بستی است که برای آن، فکر تغییر دادن میدان جنگ موجود و نوع جنگ جاری، زمینه رشد و نمو می یابد و رو به عملی شدن می نهد!

یعنی، فکر شیطانی تحمیل جنگی به طرف مقابل و علیرغم هر تبعاتی که برای خود او هم داشته باشد زیرا بزعم او در مقایسه با وضع فعلی این “حسن” را دارد که به طرف مقابل و موتلف هایش در منطقه نیز فشار می آورد! همچنین با اصابت ترکش های ادامه جنگ به اروپایی ها آنها ناگزیر از “میانجیگری” واقعی می شوند! فراموش نباید کرد که در اتاق فکر و عملیاتی حکومت ولایی، تز “بهترین دفاع، حمله است”  کم مشتری ندارد و از یاد هم نباید برد که این “جنگ اندیشان”، چهل سال گذشته را مدام در جنگ و تشنج و دخالت گذرانده اند و همواره هم زیر این کابوس خود ساخته خویش که در این دنیا تنها هستند! اینان فقط پشتگرم به شیعیان ولایی در منطقه اند و دلبسته جنگ آنهم از نوع “غیر متقارن” اش! جنگ و جهاد، بن مایه فکر اینهاست ضمن اینکه حفظ منافع مالی را هم در بحران می بینند و می جویند.

بر این اساس است که دست داشتن جمهوری اسلامی در عملیات انفجاری علیه تاسیسات نفتی عربستان را نمی توان به سادگی رد و نفی کرد! باید پذیرفت که آنچه را عقل سلیم یک ماجراجویی و دیوانگی محض می پندارد و وقوعش را غیر واقعی می شمرد، چه بسا که در محاسبات این حکومت غیر متعارف عین تدبیر تلقی بشود! این حکومت، منطق خاص خود را دارد و با این پدیده ناهمزمان روزگار ما، نمی توان برخورد و تحلیلی متعارف داشت. برعکس، آن فکری را باید ساده نگری پنداشت که تصور می کند جمهوری اسلامی در انفعال خود به صحنه واکنش نشان می دهد! دست روی دست می گذارد تا در جایگاه دفاعی مطلق آن اندازه مشت از طرف مقابل خود در جنگ اقتصادی دریافت کند که از حال برود و از پا بیفتد! مشت هایی هر روز هم کاری تر از قبل. جمهوری اسلامی، موشک های دوربرد را تولید و انبار نکرده برای فقط لفاظی ها، پس یک تحلیل گر می باید که روی امکان به تعرض گرفته شدن آنها هم فکر بکند. صلح به جمهوری اسلامی تحمیل شدنی است، جنگ را اما او هم می تواند تحمیل کند!

از اینروست که در این لحظه و بیش از هر وقت دیگر، می باید بر مطالبه ملی “مذاکره بی قید و شرط و در همین حالا” ایستاد. می باید که با صدای رسا گفت و تکرار کرد که ولایت، ایران را به فلاکت و فاجعه بیشتر می راند. هرگونه آدرس دادن عوضی و هر تفسیر معکوس از سیر روندها، هر نوع وعده دادن ها به راس حکومت که بمان چون این ترامپ هم “بگذرد” و هر حد از “شیر کردن” جمهوری اسلامی برای به اصطلاح ایستادگی، عین هم صدایی است با ولی فقیه و علیه منافع و مصالح مردم.

بهزاد کریمی
۲۷ شهریور ۱۳۹۸ برابر با ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۹


لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

گزارش ویژ: شمار چشمگیری از مقامات رژیم که به ثروتی رسیده اند، پولهایشان را در خارج از کشور، برای روز مبادا، سرمایه گذاری می کنند

cafeliberal

رتبه بندی گناهان بر اساس اجتهاد علم الهدی

cafeliberal

احتمال خروج انگلیس از برجام؟! جانسون تا کجا با ترامپ همراه می‎شود؟

cafeliberal

پرونده لیدا کاوه؛ آدم‌ربایی با هدف پیوند قلب یا «اختلال ذهنی»؟!

cafeliberal

دختر دانشجو به اتهام جاسوسی برای بریتانیا از طریق «استحاله و نفوذ فرهنگی» به ۱۰ سال زندان محکوم شد

cafeliberal

کاسبان تحریم کیستند؟چرخه پولشویی و دور زدن تحریمها چگونه عمل می کند؟

Jahan