24 C
Tehran
جمعه, ۱ شهریور , ۱۳۹۸
سیاست، تاریخ وجامعه

حمله به دو نفتکش در دریای عمان؛ پیامد لاپوشانی خرابکاری‎های رژیم ایران در منطقه

بامداد پنجشنبه ۲۳ خرداد، یک روز پس از حمله موشکی به فرودگاه «أبها» در عربستان سعودی، دو نفتکش در دریای عمان هدف حمله قرار گرفتند.

رسانه‎های عربی تصویر یکی از نفتکش‎ها را که در حال سوختن است از فاصله‎ای دور منتشر کردند

شدت این انفجارها بسیار زیاد بوده و خبرهایی مبنی بر احتمال غرق شدن آنها نیز منتشر شده است. تیم‎های امدادی کشورهای عربی و همچنین نیروهای فرامنطقه‎ای به حالت آماده‎باش درآمده‌اند.

به گزارش «عرب نیوز»، ناوگان ایمنی نیروی دریایی انگلیس مستقر در منطقه به کشتی‎ها و نفتکش‎ها هشدار داده «با احتیاط شدید» از این گذرگاه عبور کنند.

برخی رسانه‎های عربی نوشته‎اند این حادثه خرابکاری بوده و رژیم ایران را متهم به دست داشتن در این عملیات تروریستی می‎کنند.

بلومبرگ نوشته یکی از نفتکش‌ها متعلق به عربستان سعودی بوده که محموله نفت خام را به سنگاپور حمل می‌کرده است.

نیروی دریایی آمریکا نیز اعلام کرده، ما از این حادثه اطلاع داریم و در حال جمع‌آوری اطلاعات بیشتری در این زمینه هستیم.

به گزارش برخی منابع یکی از این نفتکش‌ها «فرانت آلتایر» نام داشته و در میانه دریای عمان در حال سوختن است. این کشتی که با پرچم جزایر مارشال از ابوظبی به سمت تایوان حرکت می‌کرد در مسیر دچار حادثه‌ای شده ‌است که عامل آن مشخص نیست.

احتمالاً عبور و مرور کشتی‎های دیگر که از این گذرگاه آبی تردد می‎کنند برای چند ساعت با اخلال روبرو شود زیرا احتمال اینکه مهاجمان از مین‎های دریایی برای عملیات خرابکارانه استفاده کنند نیز وجود دارد.

در حالی که شینزو آبه نخست وزیر ژاپن در تهران است تا در نقش میانجی بین تهران و آمریکا راه نجاتی برای جمهوری اسلامی و کاهش تنش در منطقه پیدا کند و به زمامداران جمهوری اسلامی هشدار داده که از وقوع «درگیری تصادفی» جلوگیری کنند، این عملیات خرابکارانه احتمالا تاثیرات  منفی بر گفتگوهای دیپلماتیک خواهد گذاشت.

ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا در بحرین اعلام کرد که در حال کمک به دو نفتکشی است که در دریای عمان مورد حمله قرار گرفته‌اند.

پیامدهای لاپوشانی خرابکاری‎های رژیم ایران در منطقه

درست یک هفته پیش از این ژنرال فرانک مکنزی فرمانده سنتکام، پنجشنبه ۱۶ خرداد، گفته بود به نظر می‌رسد ایران تصمیم گرفته در واکنش به تقویت نظامی ایالات متحده در خلیج فارس، از موضع خود عقب‌نشینی و در محاسباتش بازنگری کند!

۲۰ خرداد، روزنامه بریتانیایی تلگراف، از شناسایی و بازداشت اعضای یک گروه تروریستی مرتبط با ایران، که چند تُن مواد منفجره را در یک کارگاه مخفی ساختن بمب در حومه لندن انبار کرده‌اند خبر داد. ماجرایی که مربوط به سال ۲۰۱۵ بوده و حالا تازه پس از چهار سال رسانه‌ای شد! پایگاه خبری «میدل‌ایست آی» نیز به نقل از یکی از مقامات امارات نوشت یک میدان نفتی این کشور قبل از حادثه الفجیره هدف حمله قرار گرفته اما ابوظبی درباره آن سکوت کرد! همزمان با سفر هایکو ماس وزیر خارجه آلمان به تهران دو میلیون یورو برای مقابله با صادرات پناهجو «اهدا» شد!

اینها از یکسو نشان می‎دهد فقط دولت باراک اوباما نبوده که خرابکاری‎های رژیم ایران را لاپوشانی می‎کرد و دیگران هم بر اساس سودجویی و نیز از هراس اقدامات خرابکارانه‌ی جمهوری اسلامی، تن به مماشات با رژیم داده‌اند و از سوی دیگر بیانگر آن است که امید به عقب‎نشستن رژیم ایران تا چه اندازه «خوش‌خیالی» است.

آمریکا می‎گوید به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست، اما یکی از آثار ادامه تحریم‌ها و فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی و در مقابل، مقاومت جمهوری اسلامی با توسل به قدرت شبه‌نظامی‎ها افزایش احتمال درگیری نظامی است.

گرچه بعضی مسئولان جمهوری اسلامی بطور رسمی دخالت‌ در راکت‌پرانی و خرابکاری‌ در منطقه، نظیر آنچه نزدیک بندرالفجیره امارات یا تاسیسات نفتی عربستان اتفاق افتاد، را رد می‎کنند اما شواهد و سوابق خلاف آن را می‌گوید.

شبه‌نظامیان شیعه و عملیات ایذایی  در کنار ظرفیت‎های موشکی و همچنین حملات سایبری، بخش اصلی «سبد نظامی» جمهوری اسلامی در رویارویی با دشمنان است.

از آنجا که جمهوری اسلامی خود را در یک جنگ نابرابر اقتصادی و روانی می‎بیند و مقام‎های امنیتی نظام این فشارها را در چارچوب جنگ‌های هیبریدی تعریف می‎کنند، اقدامات خفیف نظامی از سوی شبه‌نظامی‎ها علیه منافع «دشمنان» را زیر نام «مقاومت» قابل توجیه می‎داند و از آن بهره‌‏برداری می‎کند.

دست جمهوری اسلامی از ابزار دیپلماتیک و عادی برای پیشبرد سیاست خارجی و برون رفتن از بحران‎هایی که گرفتار آن شده بیش از همیشه خالیست و بیشترین راهکار تهران فقط تبلیغات روی توان نظامی است که در شعار بسیار شدید و در عمل بطور خفیف و فعلاً «کنترل شده» بروز می‎کند.

بطور کلی بهره‌گیری از ابزار نظامی برای پیشبرد سیاست خارجی هزینه‎ساز است. از طرفی ظرفیت‎های نظامی کنونی جمهوری اسلامی نه تنها برای «پیشبُرد» اهداف سیاسی در منطقه و جامعه بین‎الملل‎ کافی نیست بلکه حتی نقش «بازدارنده» آن نیز موقت است و در عمل آنچه عاید نظام می‎شود به ضرر آن است و صدماتش به منافع ملّی بسیار سنگین است چرا که از جمهوری اسلامی یک بازیگر شرور ساخته که منافع خود و شهروندانش را به ابزار نظامی گره زده است و خطرناکتر آنجاست که میزان کنترل جمهوری اسلامی و به ویژه سپاه پاسداران بر بخش‎هایی از این ظرفیت و همچنین میزان وفاداری خود آنها به جمهوری اسلامی اصلاً مشخص نیست!

به عنوان مثال ده‌ها نفر از حوثی‎ها از مخدر «قات» استفاده می‎کنند و هیچ تضمینی نیست سوء مصرف آن در بین نیروها حالات روحی و روانی آنها را چنان کند که بطور «آتش به اختیار» سبب عمل خودسرانه‎ای شود که دود آن به چشم ایران برود.

از طرفی میزان آموزش رزمی و استعداد شبه‌نظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در منطقه و حتی نیروهای وابسته به سپاه قدس موسوم به «مدافع حرم» نیز زیر سوال است.

کتاب «مجید بربری» (نشر دارخوین) روایت زندگی مجید قربان‌خانی جوان کم‌سواد و شرور ساکن محله یافت‌آباد تهران است که در ۲۵ سالگی با اصرار و پارتی‌بازی تنها پس از طی یک دوره سه الی چهار ماهه در پادگان انارکی بین تهران و کرج به سوریه اعزام می‎شود و با زیر پا گذاشتن دستور فرماندهان خود در حالی که باید پشت خط می‌مانده و اجازه حضور در عملیات را نداشته با حال روحی آشفته اسلحه برمی‎دارد و به خط مقدم می‎زند و البته کشته می‎شود.

در نمونه‎های دیگر پس از حمله راکتی از غزه به خاک اسرائیل و یا حمله راکتی به حوالی سفارت آمریکا در منطقه سبز بغداد و همچنین حمله به نفتکش‎ها در نزدیکی بندر الفجیره ردّ پای جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان وابسته به آن دیده شده است. تهران دخالت در آن را رد می‌کند اما در عمل اقدامات به پای جمهوری اسلامی نوشته می‌شود. چه بسا در بین همین نیروها که بخشی از آنها باانگیزه‎های مادّی و به عنوان «مزدور» می‌جنگند در قبال دریافت پول بیشتر، علیه خود جمهوری اسلامی دست به اقدام‎ بزنند!

در چنین شرایط ناپایداری است که تقویت نیروهای آمریکا و دیگران در منطقه قابل توجیه می‎شود و از آنجا که در سبد ایران ساز و برگ نظامی کافی برای رقابت در این عرصه وجود ندارد، کارگزاران نظام مجبور به افزایش رجزخوانی‎ و تهدید کلامی می‎شوند و توقع عمل متقابل را در بین وفاداران خود با شعارهایی نظیر «دوران بزن در رو تمام شده» و «دشمن یکی بزند، ۱۰ تا می‎خورد» افزایش می‎دهند. ولی عملی کردن این لاف و گزاف‌ها در تبلیغاتی پمپاژ می‎شود که میسر و عملی و عقلانی نیست بنابراین احتمال «خودسری»ها را بیش از پیش افزایش می‎دهد.

در فضایی که نیروهای رزمی برای حضور در نبردهای میدانی دشوار بیش از آنکه تحت آموزش رزمی قرارگرفته باشند تحت تاثیر باورهای «مکتبی- ناسیونالیستی» قرار دارند، ضریب نافرمانی، تخطی از دستور فرمانده و خودسری ناشی از احساسات فردی برگرفته از باورهای دینی و ایدئولوژیک افزایش می‌‏یابد و این همان شرایطی است که میانجیگران از جمله شینزو آبه نخست‌وزیر ژاپن نسبت به آن با توصیه‌ی جلوگیری از «درگیری اتفاقی» به جمهوری اسلامی هشدار می‌دهند!


لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

آیا عبدالکریم سروش دچار مرض سادیسم است؟؛ ف. م. سخن

Jahan

سفره‌های مردم ایران در فروردین کوچکتر شد؛ هشدار نماینده مجلس درباره اعتراضات عمومی 

cafeliberal

پتروشیمی آبادان هم به احتضار رفت

cafeliberal

آذری جهرمی: حمله سایبری آمریکا به ایران موفق نبود

cafeliberal

عیسی شریفی کجاست؟

Jahan

آتش‌سوزی جنگل‌های حفاظت‌شده خوزستان؛ درختان ۱۵۰ ساله سوختند!

cafeliberal