داستان خواستگاری در ملاء عمومی؛ از ممنوعیت تا اجرا در تلویزیون دولتی

مجید محمدی – برای پنج دهه برنامه‌ی اسلامگرایان ایرانی نابودی فرهنگ غربی یا «انسانی عام» برای ایجاد مسیری تازه جهت کسب مشروعیت سیاسی  و قدرت انحصاری در ایران و خاورمیانه و در نهایت حکومت جهانی واحد اسلامگرایان شیعه بوده است. از این جهت با همه‌ی مظاهر فرهنگ غربی بدون توجه به منشأ و کارکرد و معنای آنها از عینک آفتابی تا کفش ورزشی، از کراوات تا آزادی پوشش زنان، موسیقی پاپ تا سینمای‌هالیوود، و از شلوار جین تا هدیه‌های روز ولنتاین (عشق) مبارزه شده است. در این مبارزه توزیع و پخش موسیقی به زبان انگلیسی ممنوع اما موسیقی به زبان لهستانی و روسی (در پخش فیلم) آزاد بوده است. هنوز هیچکس در ایران دقیقا نمی‌داند که «غربی» (از منظر مقامات) چیست و چرا بد است و چرا هر آنچه در کشورهای انگلیسی زبان رواج دارد که بخش کوچکی از غرب است ممنوع می‌شود. هنوز مشخص نیست که اروپای شرقی غربی است یا غیر غربی، کالاهای ژاپنی و چینی و کره‌ای غربی‌اند یا شرقی، و چرا سل‌فون و کامپیوتر و اتومبیل و میلیون‌ها محصول غربی که اسلامگرایان از آنها استفاده می‌کنند مشکل غربی بودن ندارند.

پیدا شدن سر و کله‌ی «فرهنگ منحط غربی» در اراک

این مبارزه به دلیل تنافض‌ها، حاکمیت سلیقه‌ها، تعارض با خواست‌های بنیادی بشر در بهره‌گیری از هنر و فنون برتر، و مصنوعی بودن دوگانه‌سازی میان سبک زندگی ایرانی و غربی در همه‌ی جبهه‌ها با شکست مواجه شد. یکی از آخرین صحنه‌ی این شکست مراسم خواستگاری در حوزه‌ی عمومی‌ است. ماجرا از انتشار یک ویدئو در اراک آغاز شد که در یک مرکز خرید پسری از دختری در ملاء عام با زانو زدن (عین کشورهای غربی) و ارائه‌ی حلقه تقاضای ازدواج می‌کند. این تقاضا با «بله»ی خانم مواجه شده و آنها همدیگر را بغل می‌کنند (عین کشورهای غربی).

با اینکه این دو جوان قبلا عقد کرده بودند بلافاصله بازداشت شدند تا این کار (به قول مقامات تقلید از «فرهنگ منحط غربی») تکرار نشود. نسخه‌ی معمول روحانیت برای مقابله با آنچه خوش ندارد بازداشت و تنبیه با اتکا به قوای قهریه است. این قشر از آغاز نیز حکومت را برای اعمال دیدگاه خود (در کنار امتیازات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی) در حوزه‌ی عمومی‌ می‌خواست.

دو سال پیش از رخداد اراک یک خلبان ایرانی در هواپیما (کیش ایر) از دوست دخترش تقاضای ازواج کرد به همین سبک و سیاق و این موضوع با تنبیه مقامات مواجه نشد. بعد از رخداد اراک نیز خلبان ایرانی دیگری به همین ترتیب عمل کرد و اتفاقی نیفتاد.

«فرهنگ منحط غربی» در تلویزیون رهبری

دو هفته بعد از رخداد اراک همین داستان تقاضای ازدواج در ملاء عمومی‌ که «منحط» و تابوی جمهوری اسلامی بوده در برنامه‌ی «عصر جدید» در تلویزیون دولتی (تقلید کامل از نمایش تلویزیونی آمریکا گات تَلِنت) به یکی از آیتم‌ها تبدیل می‌شود (البته بدون زانو زدن تا رهبر جمهوری اسلامی دل‌آزرده نشود) چون برای مردم جذابیت دارد و تلویزیون دولتی باید مخاطب داشته باشد تا مهملات و تبلیغات دولتی از آن پخش شده و عده‌ای تحت تاثیر آنها قرار گیرند. هر آنچه برای دیگران ممنوع است برای دستگاه تبلیغاتی دولتی حلال می‌شود تا از آن مجرا برای مبانی نظام تبلیغ شود.

نه تنها «فرهنگ منحط غربی» بلکه «فرهنگ مبتذل داخلی» (اینها تعابیر اسلامگرایان و چپ‌ها در پنج دهه‌ی اخیر بوده‌اند) که باید سانسور شود در شرایطی و برای گروه‌هایی (مثل تبلیغات دیواری با مضمون جنسی) حلال می‌شود. وقتی منافع و رانت در میان باشد ایدئولوژی به حاشیه می‌رود. به عنوان مثال نمایش لومپن‌ها و اراذل و اوباش در فیلم‌های سرگرم کننده یا شوخی با روحانیت و جنگ ممنوع است اما وقتی این کار برای اهداف سیاسی خاص و توسط نزدیکان به بیت انجام شود (مثل مسعود ده نمکی در «اخراجی‌ها») مشکلی ندارد.

تبلیغات سیاسی همه‌ی حرام‌ها را حلال می‌کند

ضرورت مخاطب داشتن تلویزیون دولتی برای پخش سخنان مقامات در چهل سال گذشته موجب حلال شدن موسیقی (مگر می‌شد تلویزیون داشت بدون موسیقی؟)، حلال شدن حضور زنان در نمایش‌ها (مگر می‌شود نمایش تلویزیونی با مخاطب داشت بدون زن؟)، حلال شدن دیده شدن بدن مردان (در مسابقات ورزشی) و حلال شدن کپی‌برداری مستقیم از شوهای تلویزیونی امریکایی (استند آپ، تلنت شو) شده است. موسیقی و زن و بدن مرد و شوی نسخه‌برداری شده را در تلویزیون می‌توان دید چون این دستگاه باید توسط برخی قشرها دیده شود تا به صورت بوق برای تبلیغات دولتی و رهبر نظام عمل کند. حتی رای دادن زنان و امکان بیرون آمدن آنها از خانه ناشی از استفاده‌ی تبلیغاتی از آنها بود. بدون توجه نظام به دستگاه تبلیغاتی و تاثیری که دارد ایران امروز در همه‌ی ظواهر به ویژه رفتار با زنان کاملا شبیه به حکومت داعش و طالبان می‌شد در حالی که با نظام تبلیغاتی موجود قوانین و سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها بیشتر شبیه به حکومت داعش و طالبان است و رفتار زنان دو سه گام با حکومت طالبان فاصله دارد.

خواستگاری فردگرا یا جمع‌گرا

در یک چشم‌انداز بلند مدت نه ایرانیان همه‌ی سنت‌های گذشته‌ی خود مثل خواستگاری در خانه‌ی عروس آینده در مراسمی‌ خاص را کنار خواهند گذاشت و مانند غربیان در عرصه‌ی عمومی‌ بدون حضور خانواده خواستگاری خواهند کرد و نه همه‌ی ایرانیان در چارچوب‌های سنتی خواهند ماند. برخی از آنها ممکن است از پیشنهاد ازدواج در ملاء عام و زانو زدن مرد در برابر زن خوششان بیاید و چنین کنند به ویژه آنکه این نوع خواستگاری را در فیلم‌های غربی می‌بینند. این نوع خواستگاری کاملا فردگرایانه است و اعضای خانواده کمتر نقشی در آن دارند. خواستگاری خانوادگی بیشتر جمع‌گراست و اعضای خانواده در آن نقش بازی می‌کنند تا فردی تازه را به جمع خود راه دهند. هیچ تضمینی نیست که در آینده شهروندان ایرانی فردگرا یا جمع‌گرا (یکی از اینها) باشند یا نباشند.

زندگی مشترک یک پدیده‌ی اجتماعی متغیر است که در حال حاضر نیز اشکال مختلفی یافته و ایران نیز نمی‌تواند از این تغییر و تحولات دور بماند

حکومت ایران در آینده در این زمینه‌ها (با هر ایدئولوژی) دستش بسته خواهد بود چون هم ظرفیت‌های سرکوبش محدود است، هم قدرت تاثیرگذاری‌اش را از دست داده است (به دلیل فساد و تقلب و دروغ در کنار ناکارآمدی در جمهوری اسلامی و خواست عمومی‌ در عدم دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد در یک حکومت سکولار)، و هم نسل‌های تازه نایستاده‌اند که ببینند حکومت چه می‌گوید تا آنها اطاعت کنند. تمامیت‌خواهی اسلامگرایان شیعه حتی در درون قشر حاکم شکست خورده است.

خانواده‌ی ایرانی

با یا بدون حکومت دینی در ایران چشم‌انداز خانواده‌ی ایرانی از همین امروز تا حدودی روشن است. خانواده‌ی ایرانی از دهه‌ی هشتاد بدینسو دیگر یک زن و مرد به علاوه‌ی چهار تا شش فرزند نیست؛ خانواده‌ی ایرانی عموما عبارت است از خانواده‌ای با:

۱. یک سرپرست و یک یا دو فرزند (زاده شده یا به فرزندی گرفته شده)؛ این نوع خانواده محصول بالا رفتن تعداد طلاق (به حدود یک طلاق از هر سه ازدواج در سطح کشور) و عدم ازدواج بسیاری از زنان و مردان است. در حال حاضر حدود ۳٫۵ میلیون خانواده با سرپرستی زنان اداره می‌شود.

۲. ترکیب یک زن و مرد و یک یا دو کودک بدون ازدواج (ازدواج سفید).

۳. ترکیب یک زن و مرد و یک یا دو فرزند که زن و مرد دیگر روابط عاطفی ندارند اما به زندگی با هم ادامه می‌دهند (طلاق عاطفی).

۴. ترکیب یک زوج همجنسگرا یا فراجنسگرا یا دوجنسگرا که البته فعلا نمی‌توانند رسما ازدواج کنند ولی در آینده ممکن است این منع برداشته شود.

۵. زندگی پدر و مادر با فرزندان ازدواج کرده در خانواده‌ی بزرگ (غیرهسته‌ای) با هم به دلیل مشکلات اقتصادی. این شکل از زندگی بازگشت به دوران پیش از شکل‌گیری خانواده‌ی هسته‌ای در دوران پهلوی است.

۶. یک زن و یک مرد با ازدواج شرعی یا قانونی که یک یا دو فرزند دارند. حتی این نوع خانواده نیز مورد نظر حکومت نیست چون با سیاست جمعیتی خامنه‌ای برای رساندن جمعیت کشور به ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون همخوانی ندارد.

حکومت هم در حوزه‌ی ازدواج و هم در حوزه‌ی خانواده قدرت اعمال تمامیت‌خواهی خویش را از دست داده است.

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

اوباما درباره دونالد ترامپ فیلم تهیه می‌کند

cafeliberal

تهدید به برخورد با دوچرخه‌سواران زن در خیابان‌های اصفهان توسط دادستان

cafeliberal

رقیب انتخاباتی نتانیاهو: اسرائیل در صورت لزوم از زور علیه ایران استفاده می‌کند

cafeliberal

حضور اندی، خواننده ایرانی در مراسم عروسی پسر خاوری، اختلاسگر اقتصادی

cafeliberal

رتبه اعتباری ترکیه باز هم کاهش پیدا کرد

cafeliberal

خداوندگار خاطره‌نویسی

cafeliberal