24.8 C
Tehran
شنبه, ۲ شهریور , ۱۳۹۸
فرهنگ و هنر-سبک زندگی محیط زیست-میراث فرهنگی

داستان پیدایش نوروز در شاهنامه

در زمان جمشید پادشاه پیشدادی، ایرانیان چنان در شادی می‌زیوَند که تا سیصدسال ازیشان مرگ دور شده است. بدین سبب، جمشید، شاهِ ایران ادعا می‌کند که:
که جز خویشتن را ندانم جهان!

و پای خویش را از بندگی پرودگار بالاتر آورده و دعوی خدایی می‌کند. سپس:

به فَرِ کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نِشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون، به گردون برافراشتی
چو خورشیدِ تابان میانِ هوا
نشسته بر او شاهِ فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تختِ او
شگفتی فرومانده از بختِ او

به جمشید بَر، گوهر اَفشاندند
مَرْ آن روز را «روزِ نو» خواندند
سرِ سالِ نو، هُرمُزِ فَرْوَدین
برآسوده از رنجْ تنْ، دل ز کین
بزرگان به شادی بیاراستند
مَی و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرّخ از آن روزگار
به ما مانْد از آن خسروان یادگار

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

«صد درصد» در لندن

cafeliberal

فصل آخر «بازی تاج‌وتخت» شروع شد؛ به امید آنکه در آخر همه‌چیز نابود شود

cafeliberal

لئوناردو دی‌کاپریو به مسئولان جمهوری اسلامی: دوربین‌های تِلِه ابزار جاسوسی نیستند!

cafeliberal

اهمیت تغذیه پس از دویدن

cafeliberal

آخرین شعر،علی میرفطروس

Jahan

10 سرگرمی خوب در زندگی روزانه که اگر به آنها عادت کنید، زندگی شاداب‌تری خواهید داشت

cafeliberal