12.4 C
Tehran
شنبه, ۳۱ فروردین , ۱۳۹۸

رسوایی خبرنگار اشپیگل و ارتباط آن با نویسندگان رسانه های ایرانی؛ ف. م. سخن

روز ۱۹ دسامبر ۲۰۱۸، مجله ی اشپیگل، ماجرایی را به اطلاع خوانندگان اش رساند، که در عالم رسانه باید آن را ماجرایی تکان دهنده قلمداد کرد:
بسیاری از گزارش هایی که «کلاس هندریک رلوتیوس» خبرنگار ۳۳ ساله ی این مجله منتشر کرده است، تماما یا بخشی از آن ساختگی بوده است!

انتشار چنین خبری در مجله ی معتبر اشپیگل، و وارد آوردن چنین اتهامی به خبرنگار خودش، مانند زلزله ای ۸ ریشتری، تمام رسانه های آلمانی زبان را به لرزه در آورد.

این خبر تکان دهنده در نشریات و رسانه های مختلف بازتاب یافت و اهل رسانه آلمان را شوکه کرد.

خبرنگار پرکار و فعالی که گزارش های گوناگون برای اشپیگل تهیه می کرد، به خطای خود اقرار کرده بود و شک و شبهه ای در این ماجرا نبود.

نخستین کسی که به کارهای رلوتیوس شک کرد و آن را به اطلاع مسوولان اشپیگل رساند، یکی از همکاران خودِ او به نام «خوان مورنو» بود. آخرین گزارشی که رلوتیوس در امریکا از برخورد نیروهای نظامی با پناهجویان خواهان ورود به امریکا از طریق مکزیک تهیه کرده بود، موارد شک بر انگیزی داشت که توجه این خبرنگار را جلب کرده بود.

در نهایت، موضوع به رسوایی کشید و تقلب رلوتیوس قطعی شناخته شد. اشپیگل، یعنی مجله ای که جمله ی: «ما در ابتدا هیچ چیز را باور نمی کنیم» شعار یکی از روسای آن بود، و تعدادی از کارکنان آن، تنها به صحت و مبتنی بر مدرک بودن «تک تک» مطالب و مقالات اشتغال داشتند، به دامی افتاده بود که در شماره ی ۵۲ مجله از آن به عنوان «کابوس» یاد شد.

*****

اما این واقعه، در میان اهل رسانه ی ایرانی چقدر بازتاب داشت؟
هیچ!

یک جست و جوی ساده در گوگل از کلمه ی «اشپیگل» با هر دو نوع «ی» فارسی و عربی، در بازه ی زمانی یک ماهه، نتیجه ی «۰» به ما می دهد!

اصولا، رسانه چی های ما، در داخل و خارج، چون خودشان همه چیز را بلدند، نیازی به مراجعه به مجلات و کتاب ها و رسانه های خارجی نمی بینند. آن ها برای استفاده از تجربه ی دیگران وقت تلف نمی کنند.

برای رسانه چی های ما، «خبر»، در نهایت چیزی ست برای مخابره و خبر خارجی چیزی ست برای ترجمه ولی کمتر مشاهده می شود که بر این نوع خبرها، خاصه خبرهای غیر سیاسی، «نظر»ی آموزنده و مفید نوشته شود و درسی از این نوع خبر و نظر گرفته شود.

با دیدن اهمیتی که این موضوع برای مدیران و مسوولان اشپیگل و خوانندگان جدی این مجله ی معتبر پیدا کرده بود، تلخندی بر لبان ام نشست و پیش خود گفتم کاش این ها می دیدند، که برخی از رسانه چی های ایرانی، سال هاست که نظر مبتنی بر هیچ و پوچ از خود صادر می کنند و هیچ کس هم از آن ها شاکی نمی شود.

رسانه چی های ما -البته برخی شان- نظرهایی مبتنی بر خبرهای تخیلی منتشر می کنند، که نه تنها منبعی ندارد، بلکه از نظر عقلی هم قابل پذیرش نیست.

این ها، روح یک جامعه را به اَشکالِ مختلف مسموم می کنند. به آن ها، امید مبتنی بر دروغ می دهند یا یاس مبتنی بر حدس و گمان القا می کنند.

اما کجاست چیزی به نام مسوولیت؟ آن هم مسوولیت در قبال ملت! ملتی که خاصه در صفحات مجازی، چشم بر این اهالی قلم دوخته، و شب با تحلیل های آن ها، به امید فردای بهتر سر بر بالین می گذارد و سال ها در انتظار بر آورده شدن امیدش، پیر می شود و در نهایت به یاس و سرخوردگی دچار می گردد.

برای ما، خبر دروغ و نظر مبتنی بر آن، «کابوس» نیست؛ یک موضوع پیش پا افتاده است. مثل خیلی چیزهای دیگرمان.

آیا می توان امیدوار بود که اهل رسانه ی ما، از مسوولان مجله ای مانند اشپیگل درس بگیرند و بر حدسیات و داستان سازی ها و قوه ی تخیل شان مهار بزنند؟

احتمالا پاسخ شما هم مثل پاسخ من است!…

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

مجتبی واحدی | نظام بدنام و بی‌اعتمادی ملی

cafeliberal

رکن اطلاعات ستاد ارتش اسرائیل: رژیم ایران ممکن است از خاک عراق، به اسرائیل حمله موشکی کند

cafeliberal

به کجا می رویم؟ (به بهانه انقلاب 57)

Jahan

نهضت آزادی ایران نیز لباس سپاه پاسداران پوشید !

Jahan

رژیم ایران در زیر پوشش “اتحادیه جهانی علمای مسلمان”، کشورهای عرب را از دوستی و همکاری با اسرائیل بر حذر داشت

cafeliberal

تئوری نردبان شکسته ایرانی

Jahan