13.2 C
Tehran
چهارشنبه, 24 مهر , 1398

زنگ خطری محیط زیستی در کردستان

زنگ خطر دیگری برای فعالان محیط زیست ایران، این‌بار در کردستان به صدا در آمد.

نزدیک به یکسال از بازداشت دسته‌جمعی و سازماندهی شده‌ی فعالان محیط زیست می‌گذرد.

بهمن‌ماه سال گذشته پس از بازداشت سوال برانگیز فعالان محیط زیست و قتل یک تن از آنان یعنی آقای کاووس سید امامی در زندان، هشت تن از فعالان محیط زیست به نام‌های هومن جوکار، سپیده کاشانی، نیلوفر بیانی، امیرحسین خالقی، سام رجبی، طاهر قدیریان، و مراد طاهباز به اتهامات امنیتی واهی از جمله “جاسوسی” و “مفسد فی الارض” تحت فشارهای شدید و بدون امکان آزادی موقت و قرار وثیقه در زندان اوین نگهداری می‌شوند.

به گفته‌ی “محسنی اژه‌ای” پرونده هشت تن از آنان به دادگاه ارسال شده، اما تاریخ دادگاه تعیین نشده است.

در طول این مدت خانواده‌، وکلا، و دیگر فعالان محیط زیست تمام تلاش خود برای آزادی موقت و پیگیریِ پرونده‌ی این فعالان کرده‌اند و پاسخ مناسبی جز چند وعده‌ی پوچ دریافت نکردند
.
در همین راستا خواهر یکی از فعالان به نام “سام رجبی” چند روز قبل در نامه‌ای به گزارشگر حقوق بشر خاورمیانه٬ آقای “جاوید رحمان” از وضعیت وخیم برادرش و عدم دسترسی وی به وکیل انتخابی یعنی آقای “محمد آقاسی” نوشت و در این نامه از گزارشگر حقوق بشر تقاضای یار ی کرد

در همین راستا خواهر یکی از فعالان به نام “سام رجبی” چند روز قبل در نامه‌ای به گزارشگر حقوق بشر خاورمیانه٬ آقای “جاوید رحمان” از وضعیت وخیم برادرش و عدم دسترسی وی به وکیل انتخابی یعنی آقای “محمد آقاسی” نوشت و در این نامه از ایشان تقاضای یاری کرد
.
در آستانه‌ی سالگرد این رخداد و در چند روز گذشته دست کم دوازده تن دیگر از فعالان محیط زیست به نام‌های فاضل قیطاسی، رضا اسدی، هادی کمانگر، آمانج قربانی، حسین کمانگر، عیسی فیضی، فرهاد محمدی، راشد منتظری، بختیار کمانگر، حشمت یاوری، بارزان بابکری، مهدی کانی سوری٬ از شهرهای کامیاران، بانه و سنندجِ کردستان، به دلایلی نامشخص بازداشت و تحت فشارهای امنیتی قرار گرفته‌اند.

در سالی که گذشت، داغ دیگری نیز بر تنِ محیط زیستِ کردستان نشست. کاک “شریف باجور” و یارانِ همراهش در انجمن “سبز چیا” در آتشی که جمهوری اسلامی به جنگل‌های کردستان انداخت سوختند.

این دلسوزان و زحمت‌کشان محیط زیست٬ جان شیرین‌شان را در برابر نگاه‌های تلخ ما، به تنِ جنگل‌های سبز و نیم‌سوخته‌ی مریوان سپردند.

امروز جنگل‌ها، رود‌خانه‌ها، دریاچه‌ها، منابع آب زیرزمینی و هوای این سرزمین با بحران‌های بزرگی که عاملیت آن “جمهوری اسلامی” است، دست و پنجه نرم می‌کند.
نفس‌های محیط زیست ایران به شماره افتاده است و تنها تنی چند فعال که قلبشان برای ایران می‌پتد را با اتهامات واهی به بند کشیده‌اند تا مسیر نابودی ایران را برای خود هموار سازند.

صدای محیط زیست و فعالان محیط_زیست٬ صدای نفس‌های زندگی ما و نسل‌های بعد از ما است. این صدا را فریاد کنیم.

علیرضا اعظمی

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

خوشبینی متخصصان ایرانی نسبت به احیا و پرآبی دریاچه ارومیه

cafeliberal

ویرانی فرهنگ‌ها و نوسازی قبرستان‌ها، شکوه میرزادگی

cafeliberal

آژیر خطر در اهواز شهر بی‌دفاع: سد کرخه پر شد

cafeliberal

از دیار درخت آزاد کهن

cafeliberal

بردک سیاه؛ کاخ زمستانی داریوش اول

cafeliberal

ویرانه‌های معماری مازندران

cafeliberal