28.4 C
Tehran
چهارشنبه, ۲ مرداد , ۱۳۹۸
سیاست-جامعه

محمد ثلاث؛ سینه‌ای که از عشق سپر شد

یک سال از اعدام محمد ثلاث، درویش گنابادی گذشت. او ۳۰ بهمن ۹۶ همراه با دیگر درویشان گنابادی به خاطر بازداشت غیرقانونی و بی‌دلیل نعمت ریاحی، دیگر درویش گنابادی مقابل کلانتری پاسداران تحصن کرده بود. وقتی نیروهای امنیتی با یورش به سمت منزل دکتر تابنده واقع در گلستان هفتم حرکت کردند وی نیز برای دفاع، در گلستان هفتم حضور یافت.

 

من و دیگر کسانی که از محل واقعه دور بودیم، توسط یک ویدئوی ضبط شده، از دیگر درویشان در گلستان هفتم باخبر شدیم که محمد ثلاث را با کتک و شکنجه بردند. محمد شریفی مقدم در ویدئویی از واژه “قیمه قیمه” برای وصف شدت ضرب و شتم استفاده نمود.

 

اما درویشان گنابادی که در دفاع چون سنگ خارا هستند، حتی گمان نمی‌کردند، این یک پروژه امنیتی علیه همگی آنهاست.

 

پس از حدود دو ساعت که از دستگیری محمد ثلاث گذشته بود، ماجرای تاسف‌بار و حمله اتوبوسی به نیروی انتظامی اتفاق افتاد! و اولین بار آمدنیوز از آن به “اتوبوس شجاع” یاد کرد. خود من که حتی نمی‌دانستم موضوع چیست، شوکه شدم و فکر می‌کردم اتوبوسی از مجروحان قصد فرار از محل حادثه را دارد! اما سناریو از پیش تعیین شده نیروهای لباس شخصی بسیار شومتر از آنچه ذهن ما تصور می‌کرد، بود!

 

شرایط در گلستان هفتم چنان وحشتناک بود که به جرات می‌توان گفت، کمتر از آنچه که در مدارس درباره کربلا یاد می‌کردند نبود.

 

اما گزارش‌های محلی و پازل این معما آنقدرها پیچیده نبود! کمی بعدتر مصاحبه‌ای تلویزیونی و تقطیع‌شده از محمد ثلاث بر روی تخت بیمارستان از صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش شد. وی در این مصاحبه در حالی اعتراف به راندن اتوبوس مرگبار شده بود که تقریبا نیمه هوش بود.

 

در کشورهای توسعه‌یافته، شهادت، اعتراف و یا سفارش و قرارداد افرادی که هوشیاری کامل ندارند، باطل است! این در حالیست که تلویزیون در خدمت قوه قضائیه و چون کلیسایی که گالیله را محکوم می‌کند، تمام تلاشش را برای ایجاد یک خبر جعلی کرده بود.

 

اما تمامی آنهایی که ناظر بر اخبار و حوادث بودند، می دانستند که زمان دستگیری ثلاث چند ساعت قبل از حادثه اتوبوس بوده است! در این حادثه سه مامور نیروی انتظامی و یک بسیجی به نام حدادیان کشته شده بود.

 

پازل معما به اینجا ختم نمی‌شود و سرنخی دیگر نیز پیدا می چ‌شود! چهره کشته‌شده محمد حدادیان، جوانک بسیجی که بدنش با گلوله های ساچمه‌ای نیروی انتظامی پر بود!

 

ضمن اینکه شاهدان عینی در نیروی انتظامی و بیمارستان از ساعت ورود ثلاث پیش از ماجرای اتوبوس خبر داده‌اند، هر انسانی که توانایی تمیز دادن سرنخ‌ها را داشته باشد، می‌تواند دریابد که چرا حدادیان با گلوله نیروهای انتظامی کشته شده است.

 

شاهدان محلی که بخاطر امنیت جانشان خواسته‌اند نامشان محفوظ بماند نیز، با آدرس‌هایی که از تصویر راننده اتوبوس می‌دادند، می‌توان متوجه این امر شد که راننده موهای تقریبا تیره‌ای داشته و جوان بوده است.

 

همچنین وقتی صداوسیمای جمهوری اسلامی در جایگاه قوه قضائیه است و در یافتن مجرم تبحر دارد، چطور نتوانست هیچ شاهدی دال بر اینکه محمد ثلاث راننده اتوبوس بوده است را پیدا و برملا کند؟

 

یقینا تمامی این سوالات بی‌جواب می‌ماند! چون مردم خوب می‌دانند، آنکه در سال ۸۸ با ماشین از روی مردم رد شد و مردم را به گلوله بست، نیروهای امنیتی بوده‌اند.

 

موضوع به اینجا ختم نمی‌شود، و اجرای این سناریو طبق معمول تمامی سناریوهای دولتی، به دست اصلاح‌طلبان ختم می‌شود! جمعی از اصلاح‌طلبان داخل و خارج کشور، قبل از دادگاه و اعلام نتیجه، در توییتر از صفت “دراویش داعشی” برای شرح وقایع استفاده کردند.

 

تقریبا تمامی اعضای مدافع حقوق بشر در پارلمان اروپا، و همچنین مقامات آمریکایی نیز به حکم اعدام محمد ثلاث اعتراض کردند! اما حکومتی که دیگر کشورها و تمام گروه‌های مختلف عقیدتی را دشمن می‌پندارد، با اعتراض هیچ یک از نهادهای حقوق بشری، روش خود را درباره این پرونده و سایر پرونده‌ها تغییر نداد.

 

محمد ثلاث را مخفیانه و بدون حضور خانواده‌اش در قبرستان دارالسلام بروجرد قطعه ۲۴ ردیف ۱۰ شماره ۱۵ دفن کردند. و همچنان پس از یک سال، از داشتن سنگ مزار محروم است.

 

جانی که برای دفاع رفت، به شدت تمام شکنجه شد، و هیچکس نمی‌داند، چه دروغ‌ها و افتراهایی از سوی نیروهای امنیتی شنید، تا در آن حالت اغما، مجبور به اعتراف اجباری شد.

 

محمد ثلاث، نماد عشق به معبودش بود. او با میل و اشتیاق طناب دارش را بوسید. او یک تنه، منصور حلاج معاصر شد.

 

ثلاث نشان داد، در ره عشق، تا پای جان ایستادن و خود را فدا کردن، تا ابروی یار خم بر ندارد.

 

آنچه ثلاث بدان عمل کرد، در ادبیاتمان، از منصور حلاج، بسطامی، خرقانی، مولوی، حافظ و … در راه عشق خواندیم. ما با اشعار استادان معرفت تنها به لبخند و احساس خرسندی از درک معنی، لبخند می‌زنیم، حال که محمد ثلاث، سینه‌اش از عشق سپر شد و با افتخار طناب دار را بر گردن خود گذارد، و رفت.

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

تلاش مکرون برای پایان دادن به اعتراض‌ها با کاهش مالیات

cafeliberal

سفیر حکومت ایران در سازمان ملل، در مقاله ای در “واشینگتن پست” به مظلوم نمایی حکومت اسلامی پرداخت

cafeliberal

اسرائیل هفت دانشمند اتمی ایران را در کرج ترور کرد

cafeliberal

ایجاد نخستین باند برقی در اتوبان‌های آلمان

cafeliberal

آیا اسرائیل بود که به ایالات متحده اطلاع داد که حکومت ایران قصد انجام عملیات تروریستی علیه سربازان آمریکایی را دارد؟

cafeliberal

در چه شرایطی نیروهای انتظامی می‌توانند وارد خانه افراد شوند؟ – کمپین حقوق بشر در ایران

cafeliberal