9.3 C
Tehran
سه شنبه, ۶ فروردین , ۱۳۹۸

چرایی انقلاب اسلامی: نان یا شریعت؟

«چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز می‌شد؟ امروز به گونه‌ای وانمود می‌شود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است؛ همان خواسته‌ای که در کشورهایی که با خدا هیچ رابطه‌ای ندارند نیز مطرح است!»

در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، این سخنان از سوی کسی بیان می شود که اکنون رهبری فکری بخشی از جناح ارتدوکس و محافظه کار حامی انقلاب اسلامی را بر عهده دارد. «محمد تقی مصباح یزدی» به جد بر این باور است که انتظارات اقتصادی و رفاه محور از انقلاب اسلامی داشتن، با اهداف آن انقلاب همخوان نیست. مصباح یزدی انگیزه های دینی را هدف اصلی انقلاب اسلامی تعریف می کند. آیا شواهد برجای مانده از دوران انقلاب اسلامی بر راستی و درستی نظر او شهادت می دهند؟

هر سال سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که فرا می رسد بحث پیرامون چرایی رخداد بهمن ۵۷ اوج می گیرد. با توجه به اوج گیری نارضایتی ها در سال های اخیر، این پرسش ها شدت بیشتری گرفته است و نسل جوانی که از طریق رسانه ها پلی به گذشته می زند و آزادی های اجتماعی در حکومت گذشته و رفاه نسبی مردم را می بیند و از طریق افراد سالخورده تر توصیف آن روزگار را می شنود، از پدران و مادران خود این سوال بسیار پرسیده شده و – در عین حال – بسیار بنیادین را می پرسد که: «چرا انقلاب کردید؟»

حکومت روحانیون؛ تضمین اجرای شریعت

اگرچه تحلیل هایی وجود دارند که سعی می کنند علت اصلی انقلاب را به مسائل اقتصادی یا سیاسی گره بزنند اما آنچه شاید بتوان با اطمینان گفت این است که نزد نیروهای اسلامگرایی که برای سقوط محمدرضاشاه تلاش می کردند، بیش از آنکه دیکتاتوری محمدرضا شاه یا انگیزه های اقتصادی، تهییج گر مبارزه علیه حکومت شاهنشاهی باشند، علائق اسلامگرایانه و شریعت محور، پیشرانه های اصلی برای براندازی حکومت بودند.

Image result for ‫انقلاب اسلامی‬‎

اگرچه نیروهای مختلفی در سرنگونی حکومت شاه دخیل بودند، اما روحانیون برنده اصلی نزاع بر سر قدرت بودند

دکتر «قاسم افتخاری» – استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران – این نظر که خواسته اصلی روحانیت انقلابی، اجرای شریعت بود را تایید می کند و در توضیح می گوید: «محور مطالبات روحانیون این بود که حکومت‌ها قوانین اسلامی را اجرا کنند. اولین بار ایده حکومت اسلامی و ولایت فقیه در کتاب یک روحانی اهل کرمانشاه در زمان قاجار مطرح شد. ایشان کتابی با عنوان ولایت فقیه نوشت ولی پی گرفته نشد تا اینکه آیت‌الله خمینی دوباره آن را مطرح کرد. تئوری اولیه اجرای شریعت توسط حکومت سکولار را کنار نهاد و به جای آن تئوری اجرا شریعت توسط ولی فقیه را مطرح کرد که بدین ترتیب باید روحانیت در مصدر قدرت باشد و شریعت را خود اجرا کند».

در بالا به بخشی از سخنان مصباح یزدی اشاره شد. این چهره تاثیرگذار باز هم در این باره سخن دارد: «آیا فقط دغدغه ما این بود که به جای شاه، دیگری حکومت کند یا این انقلاب با هدف اصلی احیای ارزش‌های دینی – در کنار حل مشکلات معیشتی – تحقق یافت؟ امام(ره) وقتی خیلی احساس خطر می‌کرد و می‌خواست خطر عظیمی را به مردم گوشزد کند، می‌فرمود من برای اسلام احساس خطر می‌کنم. اما نهایت خطری که ما احساس می‌کنیم، تورم و گرانی است!»

این سخن مورد تایید «روح الله حسینیان» – رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی – نیز هست. او نیز سخنی به صراحت در این باره گفته بود و اذعان کرده بود: «اگر قرار بر آباد کردن بود که شاه بهتر می‌توانست ایران را آباد کند». اگرچه این سخن با این کیفیت ذکرشده مورد تکذیب دفتر او قرار گرفت، اما حتی سخن تصحیح شده و «اصل سخن» نیز همان ادعای خطوط بالا را تایید می کند که اسلامگرایان اساسا برای خود اهداف اقتصادی از انقلاب تعریف نکرده بودند: «فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟ انقلاب‌اسلامی حرف دیگری داشت. شاه هم می‌توانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا آبادانی همراه با معنویت و دین داشته باشیم».

انقلاب برای اجرای شریعت؛ مورد مرتضی نبوی

«مرتضی نبوی» از جمله چهره های انقلابی بود که در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی جوانی ۳۱ ساله بود. او که تحصیلات خود در مهندسی برق را در دانشگاه تهران به پایان رسانده بود در دولت اول میرحسین موسوی پست وزارت پست، تلگراف و تلفن را برعهده داشت و پس از آن به عنوان یکی از بنیانگذاران روزنامه راستگرا و محافظه کار «رسالت» در این روزنامه مشغول شد. او اکنون عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام هست.

نوع نگاه مرتضی نبوی به فضای تهران و دانشگاه در پیش از انقلاب اسلامی نگاهی قابل توجه است. از این رو که نشان می دهد این تنها روحانیت نبود که تصمیم داشت سبک زندگی جامعه را تغییر بدهد و آن را به فضایی اسلامی منتقل کند؛ بلکه حتی جوانان تحصیلکرده که در بهترین رشته ها و در بهترین دانشگاه های کشور نیز تحصیل می کردند در جستجوی چنین هدف به زعم خود والایی بودند.

مرتضی نبوی که در قزوین به دنیا آمده بود و در آنجا بزرگ شده بود، در خاطرات خود (مرتضی نبوی، سوره مهر، به کوشش جواد کامور بخشایش، 1393، تهران، 270 ص) درباره قبولی اش در کنکور و نگاهی که به دانشگاه و تهران در آن سال ها داشت، چنین می گوید:«در ۱۳۴۵ در رشته برق دانشکده فنی دانشگاه تهران قبول شدم و جزو نفرات ۲۵ تا سی ام کنکور بودم…تهران دارای فضایی باز بود. فضا فضای شهوت رانی و فساد بود و دانشگاه ها محیط آلوده ای داشتند. رژیم هم می کوشید که محیط باز برای بی بند و باری و ارتباط دختر و پسر ایجاد کند و آنان را از مذهب دور سازد…در کنار محیط دانشگاه، محیط خود شهر تهران هم بی بند و باری بود…محیطی این چنین در سال های دانشجویی مرا رنج می داد…همیشه آن ایام در رنج بودم و به سختی و با روحیه بسیار بد دوران دانشکده را گذراندم…دخترها با وضع خیلی بدی ظاهر می شدند».

Image result for ‫مرتضی نبوی وزیر پست تلگراف تلفن‬‎

تصویری از مرتضی نبوی در سال های اول انقلاب

این سخنان را داشته باشیم تا برسیم به پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال ۱۳۵۹ که «محمد علی رجایی» – نخست وزیر وقت – از مرتضی نبوی درخواست می کند که به شرکت مخابرات برود و در آنجا مسئولیت بپذیرد. در آنجا نبوی سمت معاونت اداری – مالی شرکت را برعهده می گیرد؛ اما نخستین فعالیت او در شرکت به چه مربوط می شد؟ از زبان خود او بخوانیم: «در آن شرکت ابتدا مبارزه با بی حجابی را شروع کردیم. چون تیپ کارمندان آنجا مناسب نبود…پس از مدتی یک جو اسلامی در شرکت حاکم شد».

حکومت به مثابه دستگاه اجرای احکام اسلامی

شاید این تردید مطرح شود که پرپیداست که انگیزه های اسلامگرایانه، در پی دموکراسی و آزادی لیبرالی نبودند. پس چرا بر این سخن ظاهرا بدیهی ابرام و اصرار ورزیده می شود؟ دلیل آن است که اگر این مدعای اصلی را بپذیریم و نیز به یاد بیاوریم که روحانیت حکومتی و حامیان آنان، پیروز اصلی نزاع بر سر قدرت بودند، طبیعی ست نمی توانیم از حکومتی با بن مایه هایی این چنین انتظار داشته باشیم اهداف شریعت محورانه خود را به کناری بنهد و با چرخشی ۱۸۰ درجه ای نقش حکومتی نرمال همچون حکومت محمدرضاشاه را بازی کند. یا باید به رفتار اسلامگرایانه حکومت تن داد یا اینکه علیه آن فعالیت کرد. خواست رفاه و توسعه از این حکومت مانند توقع به بارنشستن درخت میوه در برهوت کویر است.

Image result for ‫مصباح یزدی‬‎

بنا به مستندات فراوان می توان گفت روحانیت برای نان انقلاب نکرد. مصباح یزدی از این رو سخن راستی می گوید

ضمن اینکه باید دقت داشت که در این گزارش ادعا نشده است که تنها انگیزه انقلاب اسلامی، انگیزه های مبتنی بر اجرای شریعت بودند؛ بی تردید نیروهای دیگری در جریان مبارزه علیه محمدرضاشاه حضور داشتند که زمینه های دیگری را بسترساز فعالیت خود علیه حکومت می دانستند، اما در این گزارش سخن این است که انگیزه اصلی روحانیت انقلابی و به طور کلی اسلامگرایان شیعی، برای براندازی حکومت شاهنشاهی آن بود که آیت الله خمینی گفته بود: «ما که به ولایت معتقدیم باید به ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و اداره‌ امور برقرار شود». به دیگر سخن، حکومت برای اسلامگرایان شیعی، ابزاری برای «اجرای احکام» بود. اینکه بعدها پیچیدگی های حکومت داری و اداره کشور آنان را وادار کرد که گاهی «مصلحت نظام» را بر اجرای احکام ارجح بدانند، نافی وجود چنین انگیزه ای در آنان در دوره فعالیت علیه حکومت شاهنشاهی نیست.

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

از «اسلام در خطر است» تا «ایران در خطر است»

cafeliberal

تلاش سفیر ایران برای فراری دادن دو متهم به «عملیات تروریستی»

cafeliberal

تبعیض تا هولاکاست، شکوه میرزادگی

Jahan

محمد‎جواد ظریف: انشاءالله اینستکس کمک کند؛ سفیر روسیه در تهران: خوشبین نیستم انشاءالله اشتباه کنم!

cafeliberal

خبرگزاری ترکیه: ده ها تن از افراد سپاه پاسداران در سوریه، در جریان نبرد با نیروهای تحت فرمان روسیه کشته شدند

cafeliberal

پایان سفر مقام لهستانی به تهران؛ ابهام در مورد کنفرانس ورشو

cafeliberal