چرا تحریم ورزشگاه‌ها می‌تواند به حکومت دینی و دیکتاتوری خامنه‌ای ضربه وارد کند؟

علیرضا شاکر – این پرسش که بسیار زیر تاثیر خبر مرگ جانگداز دختر آبی اهمیت پیدا کرده در ذهن هر فوتبال‌دوست و هوادار ورزشی ایجاد می‌گردد و نیز مقوله تحریم ورزشگاه در ذهن کسانی که سکوهای ورزشگاه را جایگاه اعتراضی مغتنمی ‌می‌شمارند و روی صدای اعتراضی آن حساب باز کرده‌اند این نگرانی را ایجاد می‌کند که: «با این کار (نرفتن به ورزشگاه) مخالفین نظام تنها عرصه مهمی ‌را به حکومت واگذار کرده و قافیه را باخته‌اند» به ویژه آنکه در تحریم ورزشگاه‌ها چندی از اصلاح‌طلبان و سلبریتی‌های حکومتی نیز همراهی کرده و شک و شبهه را دامن زده‌اند. به همین خاطر بندهای زیر را جهت روشن شدن برخی زوایا می‌نویسم تا روشن گردد که تحریم ورزشگاه‌ها چه دستاوردهایی می‌تواند داشته باشد.

حمایت مردان از زنان در داخل استادیوم آریامهر (آزادی)

۱-ورزش و ورزشکاران همواره جایگاه ویژه‌ای در قلب هوادارانشان دارند و تمام انگیزه و انرژی موجود در ورزش از سوی هواداران ایجاد گردیده و مفهوم پیدا می‌کند. حکومت ایران با دانستن این مهم در سیستم ورزشی ایران یک امپراتوری بزرگ دینی به راه انداخته و از راه ایجاد زرق و برق‌های نصفه و نیمه توانسته کار خود را پیش ببرد و بخش بزرگی از مردم را سرگرم هواداری از ورزشکاران و یا ورزش مورد علاقه خویش نماید. این روزها اما اوضاع اندکی دگرگون شده و نه تنها دست نظام در ظاهر سازی‌های فریبنده رو گردیده بلکه برخی پیامدها نظیر پناهنده شدن ورزشکاران و نیز موضوع تحت فشار قرار دادن فیفا و دست آخر خودسوزی دختر آبی آنها را در اجرای سیاست عوام‌فریبانه به چالش کشیده است. در نتیجه تحریم ورزش و ورزشگاه‌های حکومتی نه تنها قافیه باختن نیست بلکه خود نوعی اعتراض آشکار است نسبت به فریبکاری و فریبندگی نظام و نشان می‌دهد مردم دیگر فریب این ظاهر‌سازی‌های حکومت را نمی‌خورند و تغییر قوانین را می‌خواهند.

۲-اعتراضات در ورزشگاه‌ها همواره بوده و حکومت همیشه آماده سرکوب مردم مخصوصا در محیط‌های بسته ورزشگاه‌ها هست و زمانی این جایگاه می‌تواند جایگاه اعتراضی مفیدی باشد که با عرصه‌ها و قشرهای گوناگون جامعه گره خورده و همبستگی داشته باشد نه امروز که زنان را با تحقیر و به ورزشگاه راه نمی‌‌دهند به این بهانه که امنیت ندارند. درواقع کسی که امروز به ورزشگاه می‌رود ناخواسته سال‌هاست بر این ادعای حکومت صحه گذاشته و با زبان رفتار اعتراف کرده است که با وجود ما «مردان و پسران بی‌فرهنگ» حکومت حق دارد که اجازه ورود زنان را صادر نکند و چنانچه بدون حضور زنان اعتراضی نیز بکنند دوباره اعتراف نموده‌اند که ورزشگاه‌های ایران حقیقتا جای امنی برای هیچکس نیست و اغتشاش و اعتراض هر لحظه امنیت آنجا را تهدید می‌نماید. درنتیجه فضای امروز سکوهای ورزشی فضای بالقوه و مناسبی برای اعتراضات مدنی نیست و برای اینکه چنین قابلیتی را به دست آورد نیاز به یک حرکت پیش‌زمینه و رشددهنده (همانند تحریم و همدلی و همسویی با حقوق زنان هوادار) دارد.

۳-اصولگراها و اصلاح‌طلبان فریبکار حکومتی گرچه گاهی توانسته‌اند مردم را فریب داده یا بترسانند اما تجربه نشان داده که هرگاه آنها برای پیشبرد اهداف خود آشکارا به مردم رجوع کرده‌اند نه تنها نتوانسته‌اند به مقصود برسند بلکه هزینه‌های جبران‌ناپذیری نیز پرداخته‌اند. نظیر وقایع انتخابات ۸۸ و نیز اعتراضات اصولگرایان در مشهد سال ۹۶ که منجر به اعتراضات سراسری مردمی ‌گردید. حال تصور کنیم اصلاح‌طلبان خواسته باشند از این طریق مردم را از صحنه اعتراضی ورزشگاه‌ها دور کنند و برای این کار قانون و قوه قضاییه و علما و مراجع قم را به شدت زیر سوال برده و بدنام کرده‌اند. چه نتیجه‌ای برایشان حاصل شده؟ هیچ. درواقع کسانی که هواداران تیم‌ها هستند با تحریم ورزشگاه‌ها نابود نشده و از میان نرفته‌اند بلکه پتانسیلی هستند برای آزادیخواهی که تا دیروز همچون جانداران شرطی و خوابزده به ورزشگاه‌های حکومتی و دینی کشانده می‌شدند و گاهی هم اگر تیم‌شان می‌باخت شعار «رضا شاه روحت شاد» سر می‌دادند.

۴-درست است که اصلاح‌طلبان سابقه پلشت و منفعلی از خود بر جای گذاشته اند و امروز بسیاری از کسانی که سابقه حمایت از کاندیداتورهای اصلاح‌طلبی را دارند تداعی‌کننده‌ی همان پلشتی‌ها و انفعال‌ها هستند اما این رویداد نمی‌تواند منجر به جدایی و حصارکشی میان بخش‌های جامعه و توده‌ها گردد و انگ‌های دایی‌جان ناپلئونی بیافریند و یا همچون جمهوری اسلامی‌ هرکس را که نخواهد برچسب بیگانه رویش می‌چسباند ما نیز همان کار را بکنیم. خیر! درست نیست. اولا اینکه اصلاح‌طلبان هرگز در این مقطع چنین جرأتی را در خود نمی‌بینند که بخواهند به خاطر عملکرد زشت حکومت بخش حساس ورزش را چنین تحریم کنند و این حرکت تحریم کاملا خودجوش و مردمی ‌است؛ دوم اینکه اگر این حرکت برنامه‌ریزی شده می‌بود بسیاری از سلبریتی‌های حکومتی بودند که در ابتدای کار بخواهند به چنین کمپینی بپیوندند؛ و سوم اینکه اصلاح‌طلبان موضع خود را کاملا بیان کردند که چندان فاصله‌ای با اصولگرایان ندارد و شدیدترین آنها راه حل پیشنهادی مضحک صادق زیباکلام بود که یک دقیقه سکوت را تجویز فرموده بودند. در نتیجه اصلا بجا و سنجیده نیست که ما یک حرکت مدنی، معترض به قوانین پوسیده و کاملا رشددهنده را به خاطر افکار دایی‌جان ناپلئونی مردود نماییم و آن را مصداق خودزنی بدانیم حال آنکه از این ورزشگاه‌ها چیزی جز تحقیر و سرگرمی‌‌های زننده و چند شعار تکراری و هول هولکی ارمغان بیشتری نصیب‌مان نشده است.

این بند‌ها بطور کوتاه مواردی را در بر دارد که نشان‌دهنده نادرست بودن ترس از تحریم ورزش و ورزشگاه و ورزشکاران حکومتی است و اگرچه ممکن است کامل و جامع نباشد اما می‌تواند انگیزه‌دهنده و انرژی‌بخش برای شروع یک حرکت بزرگ سراسری و ضدحکومتی با قوانین و دستورات پوسیده دینی‌اش باشد.

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

بشار اسد طرح آلمانی "ایجاد منطقه امن بین‌المللی" را رد کرد

cafeliberal

افزایش بیکاری و مهاجرت خوزستانی‌ها پس از سیل

cafeliberal

۱۱کشته و ۳۰۰ زخمی در اعتراضات عراق؛ قاسم سلیمانی در بغداد است؟!

cafeliberal

فتواى خامنه‌اى و آخوندهاى حکومتى درباره جراحى پلاستیک در واپسین دوران رژیم

cafeliberal

"وزیر خارجه ایران چیزی از حقوق بشر نمی‌داند"

cafeliberal

یک عضو کمیسیون بودجه مجلس رژیم، از مورد تازه ای از فساد کلان مالی در حکومت اسلامی پرده برداشت

cafeliberal