چرا رژیم ایران نمایش مسخره “روز جهانی قدس” را هر سال برپا می کند؟ تفسیر سیاسی هفته،نوشتـۀ: منشـه امیـر


تفسیر سیاسی هفته، نوشتـۀ: منشـه امیـر

می گویند، هنگامی که پروردگار بر کسی خشم بگیرد، بخت را از او بر می گرداند و عقل را از او دریغ می کند و وی را از منطق و استدلال و سنجیدگی و عاقبت بینی محروم می سازد.

سران حکومت اسلامی ایران، از دیرباز هرگونه منطق و سنجیدگی را از دست داده اند و همچنان در دام همان شعارهای میان تهی گرفتارند که در روزهای نخستین انقلاب سر می دادند و بر این تصور باطل بودند که فردا سراسر خاورمیانه را اشغال خواهند کرد و پس فردا همه دنیا را به زیر تسلط خود در خواهند آورد.

از روز اول عربده می کشیدند که اسرائیل باید نابود گردد و ترور اسلامی – فلسطینی باید بر این سرزمین حاکم شود و یهودیان را به دریا بریزند و راه را برای ورود سربازان اسلام، یعنی همان سپاه پاسداران هموار سازد.

البته شاید، زیاد هم قصد ندارند یهودیان را به دریا بریزند، زیرا آن سپاهی ماجراجو، به نتانیاهو توصیه کرده بود که برود و شنا یاد بگیرد، زیرا از دیدگاه مالیخولیایی او، تنها گزینه ای که پس از حمله سپاه اسلام در برابر اسرائیلیان می ماند، فرار از راه دریاست.

امروز جهان را با دوران صدر اسلام و حمله اعراب پابرهنه به ایران و دیگر سرزمین ها اشتباه گرفته اند.

ولی آن ها، همیشه در یک هزار و چهارصد سال پیش زیسته اند و این شیوه تفکر در آنان موجب شگفتی نمی شود.

در همان روزی که آنان یک تئاتر ابسورد با نام روز جهانی قدس در خیابان های تهران به راه انداختند و با بیش از یک هزار اتوبوس، افرادی را از بسیاری روستاها و شهرستان ها به تهران آوردند که به آن راه پیمایی نمایشی دست بزنند، در شهر مذهبی مکه، سران کشورهای اسلامی و کشورهای عرب و امیرنشین های منطقه گرد آمده بودند که رژیم ایران و دست اندازی های آن در منطقه را نکوهش کنند و از رژیم بخواهند که به فتنه گری های خود پایان دهد.

هیچ چیز بیشتر از این نمی توان نشان تنهایی و بیکسی آن ماجراجویان فریبکار و نابخرد باشد که تظاهرات نمایشی را با آرزوهای خیالی راه اندازی کرده بودند.

آن ها راست میگویند که تنها کسانی هستند که هنوز از آن چه که “ملت مظلوم فلسطین” می خوانند طرفداری می کنند.

ولی از دیدگاه آن ها، فقط سازمان های ترور فلسطینی مانند حماس و جهاد اسلامی هستند که “ملت مظلوم فلسطین” را نمایندگی می کنند و نه گروه فتح و محمود عباس.

چه تفاوتی بین این و آن وجود دارد؟ آن یک موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته و حاضر به همزیستی است، منتها خواسته ها و شرایطی دارد که نمی تواند مورد قبول اسرائیل قرار گیرد، ولی آن یک، تنها یک هدف و آرزو و خواسته دارد، و آن، نابودی اسرائیل و برپایی حکومت اسلامی است و در راه رسیدن به این هدف، همه پول های اهدایی رژیم ایران را با طیب خاطر می پذیرد، ولی روزی اگر حکومتی برپا کند، پیرو اهل تسنن و اخوان المسلمین خواهد بود که اهل تشیع را دشمن و منحرف از دین می دانند و به رژیم ایران پشت خواهند کرد و شاید هم در برابر آن قرار گیرند و با آن به ستیز بپردازند.

در همان حال که در مکه مکرمه، سران کشورهای عرب و اسلامی از سراسر جهان، گرد می آیند و خواهان صلح بین اسرائیل و فلسطینیان می شوند و حتی زبان نکوهش و انتقاد علیه اسرائیل می گشایند که چرا طرح صلح عربی را نمی پذیرد و امتیازات مورد انتظار را به فلسطینی ها نمی دهد، در تهران فریاد “اسرائیل نابود باید گردد” سر می دهند و پرچم این کشور را به آتش می کشند.

همه کشورهای اسلامی، در واقع علیه حکومت ایران و سیاست های آن سخن می گویند. ولی کدام کشور از رژیم ایران و سیاست جنگ طلبانه آن جانبداری می کند؟ حسن نصرالله سرکرده گروه حزب الله لبنان، که اگر دلارهای ارسالی رژیم ایران نبود، مسلما سازمان او هم نبود.

تنها خدمتی که نصرالله می تواند در ازای دریافت این پول های کلان، به رژیم ایران بکند، همان حمایت لفظی و ابراز نکوهش نسبت به سران کشورهای اسلامی است که رژیم ایران را این چنین منزوی ساخته اند.

هیچ یار و یاوری در دنیا ندارند، جز این سخنان دلگرم کننده حسن نصرالله و آن همایش نمایشی که در غزه، با تلاش جهاد اسلامی فلسطین و با پول های اهدایی رژیم ایران برگزار شد.

آیا سران رژیم ایران نمی دانند که در سراسر جهان طرفداری و خریداری ندارند؟

اگر می دانند، چرا از این راه باطل خود منصرف نمی شوند؟

راستی، ملت ایران را با قضیه فلسطینی ها چکار؟

خود مردم ایران هستند که نیاز به پشتیبانی دارند که بتوانند بر مشکلات فائق آیند و در راه تامین رفاه خویش بکوشند.

پاسخ رژیم ایران به این پرسش، به دو بخش تقسیم می شود.

در آغاز کلام می گویند که سازمان تروریستی موسوم به جنبش آزادی بخش فلسطین، به رهبری یاسر عرفات بود که به اصطلاح انقلابیون ایرانی را تعلیم داد که بتوانند رژیم پیشین ایران را براندازند و خود قدرت را به دست گیرند. اگر این کمک یاسر عرفات نبود، شاید آن ها نمی توانستند به هدف خود برسند. بنابراین، به ترور فلسطینی دینی دارند که اکنون باید از طریق کمک های مالی و تسلیحاتی به آن سازمان ها، این دین را بپردازند.

ولی دلیل خیلی بزرگتری برای این سینه چاک کردن های سران حکومت اسلامی ایران برای گروهی که آن را “ملت مظلوم فلسطین” می نامند وجود دارد و آن، آرزوی رویاگونه سران رژیم برای مسلط شدن بر جهان اسلام و مبدل کردن مذهب شیعه به مذهب کل مسلمانان جهان است – آرزویی که اهل تسنن به نظر تحقیر به آن می نگرند، ریرا شیعایان یک اقلیت در جهان اسلام محسوب می شوند و ده درصد کل مؤمنین را تشکیل می دهند و دنیای اهل تسنن، هرگز در برابر آن ها کوتاه نخواهد آمد.

نگاهی به سه همایش دو روز گذشته در مکه بیاندازید و ببینید که چگونه عربستان سعودی توانست در کوتاه ترین مدت چنین شمار بزرگ نمایندگان ارشد کشورهای اسلامی را برای بحث درباره تجاوزکاری و دست اندازی رژیم ایران در منطقه، گرد آورد.

سران این رژیم که دیدند چگونه به آسانی توانستند با کمک چپ گرایان و گروه های نیمه مذهبی، نیمه سوسیالیستی بر ایران مسلط شوند، بر این تصور باطل بودند که با همان آسانی خواهند توانست رژیم های حاکم بر امیرنشین ها و کشورهای عرب را براندازند و خود، فرمانروایی را به دست گیرند.

چهل سال است که در این زمینه تلاش می کنند و در چهار کشور منطقه میلیاردها دلار پول صرف کرده و می کنند، ولی در این چهل سال، حتی یک کشور عربی یا اسلامی حاضر نشده با آن ها پیمان هم مذهبی و همکاری ببندد. هیچ کشور منطقه یا جهان در کنار آن ها قرار نگرفت و اگر هم عراق در کنفرانس مکه حاضر نشد به نکوهش رژیم ایران بپیوندد، فقط از روی مصلحت بود و نه به خاطر آن که شیعیان، حکومت را در عراق به دست دارند.

این سینه زدن در راه فلسطینیان، و آن ارزوی خام تسلط بر جهان اسلام، برای ملت مظلوم و محنت کشیده ایران زیان جانی و مالی سنگینی به دنبال داشت. نیم میلیون نفر ایرانی کشته شدند، بیش از یک میلیون نفر معلول شدند و دو میلیون نفر آواره گردیدند و خسارات جنگ هنوز به طور کامل جبران نشده است.

در همین چهل سال، بیش از یکصد میلیارد دلار از درآمد نفتی ایران به صورت پول نقد و یا اسلحه، به سازمان های ترور داده شده است و تنها نتیجه ای که رژیم از این حاتم بخشی گرفته آن است که حسن نصرالله در پناهگاه امن خود در بیروت می نشیند و در حمایت از رژیم ایران سخن می گوید و وظیفه ارباب و رعیتی را به عمل می آورد.

حکومت ایران، یعنی همان رژیمی که قصد تسلط بر خاورمیانه و دنیای اسلام را داشت، پس از چهل سال، بسیار تنهاتر و منزوی تر شده است.

ملت های عرب رژیم ایران را دوست ندارند.

کشورهای اروپایی، گرچه خواهان ادامه تجارت با رژیم ایران هستند، ولی همزمان، اقدامات تروریستی و برنامه های موشک سازی آن را نکوهش می کنند.

آمریکا در راس کشورهایی است که قصد منزوی کردن رژیم را دارند.

پس، چه می ماند برای این رژیم زیاده خواه و ماجراجو و اهل فتنه و ستیز؟

ادعا می کنند که از حمایت ملت ایران برخوردارند و برگزاری روز جهانی قدس، نشانی از این حمایت است.

خودشان خوب می دانند که چقدر در این ادعا دروغ می پردازند و دچار رویا می شوند.

شرم کنند، دست بردارند و این همه رجز نخوانند و یاوه نسرایند.

ملت ایران بیدار است، واقعیات را می داند و حقایق تلخ را لمس می کند.

ملت ایران از آنها نفرت دارد. ملت ایران می خواهد از شر آنان راحت شود و بی رونق بودن راهپیمایی نمایشی روز گذشته، آفتابی است که دلیل آفتاب آمده است.

اورشلیم – شنبه ۱۱ خردادماه ۱۳۹۸ ، اول ژوئن ۲۰۱۹

نوشته چرا رژیم ایران نمایش مسخره “روز جهانی قدس” را هر سال برپا می کند؟ تفسیر سیاسی هفته،نوشتـۀ: منشـه امیـر اولین بار در رادیو پیام اسرائیل. پدیدار شد.

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

در ونزوئلا تورم از مرز یک میلیون درصد گذشته است

cafeliberal

ترامپ و مکرون با وجود اختلاف نظرها در برابر ایران متحدند

cafeliberal

ارمنستان، یک سال پس از انقلاب؛ تجربه‌ها و تهدیدها

cafeliberal

سپاه پاسداران سعی در کشاندن جنگ به امارات و عربستان دارد

Jahan

حسین ترکاشوند | بقای اصلاح‌طلبان به قیمت نابودی ایران و ایرانی

cafeliberal

خنجر از پشت به میانجی؟!

cafeliberal