چرا سوسیالیسم شکست میخورد؟

در کتاب روش شناسی علم اقتصاد که توسط دکتر غنی نژاد نوشته شده است به خوبی گفته شده است که پوزیتویستها و علم گرایان در قرن ۱۹ میلادی با تحت تاثیر قرار گرفتن از پیشرفتهای شگرف علمی و فنی انسان در قرون گذشته، دچار این توهم شدند که با علم بشری میتوان هر نوع مساله ای را حل کرد و تمامی مشکلات اجتماعی و اقتصادی را مرتفع نمود.
در چنین فضایی مارکس هم در قرن ۱۹ با تفسیر ماتریالیستی تاریخ، ادعا کرد که با پیش بینی آینده توانسته به نتیجه برسد که سوسیالیسم نتیجه قطعی در سیر تاریخ پس از فروپاشی سرمایه داری خواهد بود. البته فروپاشی سرمایه داری را هم بر اساس یک فرض غلط یعنی نظریه ارزش-کار بنا میکند (اینها نمونه ای از اشتباهات و توهمات پیامبر سوسیالیسم بود)

اما هایک نیز با نظریه تقسیم معرفت نشان داد که علم و دانش بشری برای مدیریت اقتصاد نه تنها کامل نیست بلکه بسیار مضر است. بر اساس نظریه تقسیم معرفت، بینهایت اطلاعات و دانش از شرایط و وضعیت اقتصاد و بازیگران اقتصاد وجود دارد که یک فرد یا یک نهاد مرکزی (یا هر نهاد مسوول وابسته به دولت سوسیالیست) قادر نیست کل این اطلاعات را جمع آوری، جمعبندی و تحلیل کند و سپس بر اساس آن برای اقتصاد برنامه ریزی کند. بلکه این بینهایت اطلاعات میان میلیونها بازیگر بازار پخش است و در قالب نظم خودجوش، این بازیگران با بهره گیری از اطلاعاتی که در دست دارند به رقابت با یکدیگر میپردازند تا با کیفیترین محصول و خدمات را به مشتری ارایه کنند. اما نهاد دولت سوسیالیست بدلیل عدم توانایی شدید برای جمع آوری بینهایت اطلاعاتی که در اختیار میلیونها بازیگر است؛ بشدت دچار ناکارآمدی است و منابع کشور را بدلیل اطلاعات ناقص و غلط و پیوسته در حال تغییر به هدر خواهد داد. هدر رفت منابع و ناکارآمدی دولت سوسیالیست منجر به ارایه محصولات گران و بی کیفیت و از رده خارج به مردم میشود و تمامی این معضلات یعنی هدر رفت منابع و ناکارآمدی در طول سالیان به فقر و گرسنگی و تباهی و سقوط اقتصاد می انجامد.

اینها مبانی و استدلالهای نظری و علمی برای اثبات غیرممکن بودن یا شکست حتمی سوسیالیسم (یا هر نوع اندیشه مشابه برای ساختن و مهندسی جامعه دلخواه) است. هر اندیشه آرمانخواهانه غیر از سوسیالیسم که بدنبال مهندسی اجتماعی و ساختن انسان طراز نوین یا الگوهای مشابه باشد محکوم به شکست قطعی است.
در عین حال نمونه های واقعی شکست و سقوط کشورهای سوسیالیستی در قرن ۲۰ و البته نمونه بسیار نزدیک شکست سوسیالیسم یعنی ونزویلا در قرن ۲۱ در مقابل دیدگان ماست.

جنگ و جدال با اصول منطقی، نتیجه ای ندارد و البته به قول ما ایرانیها از یک سوراخ نباید دو بار گزیده شد!
🔷ا.عباسی
@cafe_andishe95

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

دکتر حسن منصور : مکانیسم‌های «رونق تولید» در اقتصاد ایران وجود ندارد

cafeliberal

رکود دامن خشکشویی‌ها را هم گرفت؛ کاهش ۴۰درصدی سفارش‌ها در تهران

cafeliberal

جمهوری اسلامی در ۳ ماهه نخست امسال «رونق تولید» را متحقق می‌‌کند! توهم یا ادعای پوچ؟

cafeliberal

چهار صفر از پول ملی ایران حذف می‌شود

cafeliberal

اسرائیل در یک سال گذشته بیش از صد میلیارد دلار صادرات داشته که در مقایسه با جمعیت ایران، ده ها برابر است

cafeliberal

بانک مرکزی یا مرکز آمار ایران؛ حق با «هیچکدام» است

cafeliberal