گزارشی از وضعیت زندانیان محبوس در زندان کرمانشاه

گزارش پیش رو گوشه‌ای از برخوردهای غیرانسانی دستگاه قضاییه و عوامل آن با زندانیان محبوس در زندان کرمانشاه را بازگو می‌کند.
یک زندانی سیاسی پس از آزادی از زندان کرمانشاه شرایط این زندان و زندانیان محبوس در آنجا، بویژه زندانیان اهل سنت را برای کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام گزارش کرده است. به بخشهایی از این گزارش توجه کنید:

بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه

«سلول‌های اداره اطلاعات کرمانشاه در نگاه اول خیلی شیک و مرتب و تمیز است اما فشارهای ویژه‌‌ای که در این محل روی افراد اعمال می‌شود از جمله تحقیر، فحاشی، شکنجه های روانی و تهدیدهای مستمر، هر لحظه را برای زندانی تبدیل به جهنم می‌کند.»
این زندانی سیاسی آزاد شده می‌گوید:
« مرا به یک اتاق ۱۲ متری فرستادند که با ۱۱ نفر هم اتاق شدم. همه متهمین عادی بودند. جا آنقدر کم و وضعیت طوری بود که باید شبیه کتابهای کتابخانه میخوابیدیم. حتی فضایی وجود نداشت که بتوانم روی کمر بخوابم. هیچ سیستم گرمایشی هم وجود نداشت که بخواهد سلول را گرم نگه دارد. نور آفتاب هم در سلول وجود نداشت که هوا را اندکی گرم کند. این بود که اگر شبها انگشتان پا بیرون بود دیگر صبح از سرما نمی‌توانستی انگشتان پایت را تکان بدهی.»

وضعیت بهداشتی

این زندانی آزاد شده در ادامه در رابطه با وضعیت اسفبار بهداشتی می‌افزاید: «انتهای این سلول ۱۲ متری یک دستشویی بود که هیچ در و پیکری نداشت. از چاه فاضلاب موش‌ها به داخل سلول می آمدند. پتوهایی به ما می دادند که بوی ادرار می داد و بسیار کثیف بود. در حالت عادی هیچ کس چنین پتویی را استفاده نمی‌کند ولی ما چاره‌ای جز این نداشتیم.
برای استحمام هم معمولا هر دو سه روز یکبار با اصرار و خواهش اجازه استفاده از حمام را داشتیم. همه کسانی که در این سلولها بودند باید موی سرشان را از ته میتراشیدند. هنگامی هم که برای سمپاشی کردن می‌آمدند ۸۰ زندانی را در یک سلول ۴۰ متری محبوس می‌کردند تا سمپاشی تمام شود.
این در شرایطی بود که در بین زندانیان کسانی بودند که هپاتیت داشتند. این افراد معتادان تزریقی بودند که به انواع و اقسام بیماریها مبتلا شده بودند. اما بدون چک بهداشتی بین دیگر زندانیان زندگی کرده و عامل شیوع بیماریها در میان زندانیان بودند.»

وضعیت غذایی

این زندانی درباره غذای زندانیان در زندان کرمانشاه چنین می‌نویسد:
«برای شام سیب زمینی می‌دادند. برای ناهار هم غذاهایی داده می‌شد که هزینه کمی برایشان داشته باشد. مواقعی هم غذای خوب داده می‌شد!! (دو مرغ برای ۸۰ نفر)
وکیل بند این دو مرغ را برای ۸۰ نفر تقسیم می کرد. ظرف تمیز وجود نداشت ظرفها کثیف بودند اگر می‌خواستیم ظرف ها را بشوییم باید به نگهبان التماس می‌کردیم تاید به ما بدهد که امکان شستشوی ظرفمان را داشته باشیم.
در زندان چیزی به نام چای وجود نداشت. در اتاق افسر نگهبان دو کتری روی اجاق گاز گذاشته و چای درست می‌شد و در لیوان های یکبار مصرف مایعی به نام چای به زندانیان می‌دادند. برای این که بتوانیم چای را یک ساعتی گرم نگه داریم مجبور بودیم از بطری های نوشابه استفاده کنیم. آنها را در کیسه زباله می‌پیچاندیم و داخل پتو می‌گذاشتیم تا بعد استفاده کنیم بعد از حدود یک هفته همه مان دچار زخم های عجیبی در لب و دهان شدیم.»

این زندانی آزاد شده در ادامه می‌نویسد:
«در زندان دریغ از اینکه کتاب و زمانی برای مطالعه وجود داشته باشد. همه مطالعه محدود به قرآن می‌شد و اگر کسی هم زیاد قرآن می‌خواند رویش حساس می‌شدند که چرا اینقدر قرآن می‌خواند.
همان هفته اول که به سلول منتقل شدم چند برگه را جور کردم که خاطرات زندان را از آن لحظه ای که وارد شدم، بنویسم. اما بعد که به محل دیگری منتقل شدم، برگه ها را هم از من گرفتند.»

وضعیت استقراری در زندان کرمانشاه

این زندانی سیاسی آزاد شده در رابطه با شرایط غیرانسانی که زندانیان مجبور به تحمل آن هستند، می‌نویسد: «سلول ما یک اتاق ۱۲ متری بود که بالای سرمان دوربین کار گذاشته شده بود. ساعت ۷ صبح بیدارباش بود و تا ساعت ۱۲ ظهر اجازه دراز کردن پا را نداشتیم. اگر پایت را دراز می‌کردی افسر نگهبان که در اتاقش نشسته و با دوربین همه چیز را رصد میکرد، صحنه را می‌دید و با بلندگو شروع به فحاشی می‌کرد که چرا پایت را دراز کردی. باید رسمی باشید.
ساعت ۱۲ زمان ناهار بود. بعد از ناهار ۲ ساعت زمان خواب داشتیم. ساعت ۴ به بعد دیگر آزاد بود.
دومین شبی که به بند رسیدم نمی دانستم که پس از اعلام خاموشی در ساعت یازده و نیم باید حتما چشمانت بسته باشد و اگر خوابت نمی‌آید باید چشمانت بسته باشد. من در فکر بودم و چشمانم باز بود. داشتم فکر میکردم که افسر نگهبان آمد و مرا بیدار دید. مرا به هواخوری داخل مجموعه بند برد و به قدری در سرما کتکم زد که تا دو روز نمی‌توانستم از زمین بلند شوم.
اگر افسر نگهبان برای آمارگیری می آمد و زندانی بلند نمی‌شد آنقدر کتک می‌خورد که تا عمر دارد از یادش نرود.
هفته ای یک بار به ما اجازه رفتن به باشگاه برای ورزش می‌دادند. وسایل بسیار ابتدایی بود. یک روز رئیس زندان برای بازدید آمد و ما را مشغول ورزش کردن دید، سالن را تعطیل کرد و گفت: «زندانی ها ورزش می‌کنند قوی می‌شوند فردا شورش کنند چه کسی می خواهد جلوی اینها را بگیرد؟!»
در بند عمومی اجازه نمی‌دادند نماز جماعت بخوانیم. باید تکی نماز میخواندیم. با اصرار زیاد و صحبت اجازه دادند ما نماز عید فطر را جمعی بخوانیم.
در بند عمومی که به آن مرکز عمومی می‌گفتند بعد از زمان بیدار باش نگهبانان برای بازرسی می‌آمدند وقتی که می‌دیدند کسی چرت می‌زند دیگر اجازه نمی‌دادند او با خانواده‌اش تماس تلفنی بگیرد و به بهانه‌های مختلف تماس را ممنوع می‌کردند.»

محکومین به اعدام

این زندانی با اشاره به آمار بالای زندانیان محکوم به اعدام در این زندان می‌گوید:
«در بندمان زندانیهای محکوم به اعدام بودند. تعداد زندانیان محکوم به اعدام قابل شمارش نبود. به طور معمول محکومین به اعدام بند جدا دارند. آنها در مرکز ۵ بودند. بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر محکوم به اعدام در این بند بود.»

اعمال فشار بر زندانیان اهل سنت

در زندان کرمانشاه همچون سایر زندان‌های کشور زندانیان اهل سنت تحت فشارهای بیشتری قرار دارند. این زندانی در این رابطه می‌گوید:
«بیشترین فشاری که روی بازداشت شدگان اهل سنت وارد میشود، بلاتکلیف نگه داشتن آنهاست. زمانی که من در این زندان بودم، بعضی از زندانیان مدت ۳ سال در بازداشت موقت نگهداری می‌شدند و ماهیانه قرار بازداشت آنها تمدید می‌شد. بیشترین زمان بازداشت موقت در سلول‌های انفرادی است و فشارهای جسمی و روانی در این دوران وجود دارد. در بازداشت موقت برقراری ارتباط تلفنی با خانواده و هر نوع ملاقات و هر نوع ارتباط با بیرون از زندان ممنوع است.»

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

سفر هیأت عالیرتبه فیفا به تهران براى نظارت بر حضور بانوان در مسابقه ایران و کامبوج

cafeliberal

ابراهیم رئیسی در دیدار با مدیران رسانه‌ها: رسانه‌ی حاکمیت شدن افتخار است!

cafeliberal

هشدارها در مورد خطرناک بودن فیس‌اپ چقدر جدی است؟

cafeliberal

مجلس خبرگان؛ ۳ نفر خودی و ۸۵ نفر نخودی !

Jahan

وزیردفاع آلمان طرح خود درباره سوریه را به اجلاس ناتو می‌برد

cafeliberal

صادق لاریجانی دروغگویی بزرگتر از جمهوری اسلامی

cafeliberal