یادی از محمود درویش شاعر ملی فلسطینیان

محمود درویش، شاعر معروف فلسطینی، ۶۷ ساله، در روز ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ دو روز پس از جراحی قلب در آمریکا درگذشت. بسیاری از وی به عنوان «شاعر ملی» فلسطینیان یاد می کنند.

در آن زمان برخی از ساکنان رام الله پس از شنیدن خبر مرگ این شاعر نامی، شمع بدست در خیابان های رام الله گردهم آمدند.

محمود درویش در دهه نود میلادی توانست بار دیگر ، پس از تبعیدی دراز مدت و فعالیت در سازمان آزادی بخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات، به کرانه باختری بازگردد .

محمود درویش سرودن را از زمانی که دانش آموز بود شروع کرد. در سال ۱۹۶۰ نخستین مجموعه آثار او در زمانی منتشر شد که تنها نوزده سال داشت. با دومین مجموعه‌اش بنام برگ‌های زیتون (اوراق الزیتون) در سال ۱۹۶۴، به عنوان یکی از شاعران پیشرو شعر مقاومت شناخته شد. دو موضوع عمده در ساختار اشعارش دیده می‌شود: «عشق و سیاست.»

بسیاری از شعرهای محمود درویش به شکل سرودهای عمومی و آوازهای محبوب درآمده‌اند. اغلب آثارش در مورد سرنوشت وطنش است. او از مفردات ساده و تصاویر واضح استفاده می‌کند.

محمود درویش که اولین اثر خود را در سال ۱۹۶۰ منتشر کرد و در آن از رنج مردم فلسطین سخن گفت، بارها به زندان افتاد و در سال ۱۹۷۱ به اتحاد جماهیر شوروی سابق رفت.

وی در این شعر نوشته بود: «سرزمین مان، ساحل مان، دریامان را ترک کنید. همچنین گندم مان، نمک مان و زخمای مان را. سهم خود را از خونمان بر دارید و دور شوید.»

آقای درویش در کارهای آخر خود با طنز از اسرائیلی ها و فلسطینی ها یاد می کرد که علی رغم دشمنی به یکدیگر متصل شده و آینده ای نامشخص در انتظارشان است.

محمود درویش در این مورد گفته بود تاریخ هم به قربانی می خندد و هم به مهاجم.

شاید قصیده “بنویس من عربم و شماره کارت هویتم ۵۰ هزار است” شناخته شده ترین قصیده او باشد. ” روزنوشتهای زخم یک فلسطینی” ، ” به مادرم” و ” احمد الزعتر” از دیگر قصاید مشهور سیاسی اوست.

از آثار محمود درویش همچنین می توان از گنجشگ های بی بال، برگ های زیتون، عاشقی از فلسطین نام برد.

بسیاری از نوشته ای این شاعر فلسطینی به زبان های مختلف از جمله فارسی ترجمه شده است.

در سال ۱۳۹۰ محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در بخشی از سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل شعری از محمود درویش شاعر بلند آوازه فلسطین را خواند.

پس از قرائت این شعر توسط  محمود عباس حضار به شدت ابراز احساسات کرده و زمان قابل توجهی کف زدند. شعر معروفی که عباس از محمود درویش خواند این بود:

اقفون هنا،

قاعدون هنا

دائمون هنا

خالدون هنا

ولنا هدف واحد.. واحد.. واحد..

أن نکون.. وسنکون

اینجا می ایستیم

اینجا می نشینیم

اینجا دائمی هستیم

اینجا ابدی هستیم

و همه ما یک ، یک و فقط یک هدف داریم

اینکه هستیم و خواهیم بود

لینک مطلب

مطالب بیشتری که ممکن است مورد علاقه شما باشند

دکتر جواد طباطبایی: یک ملّت تنها با دیانت خود تعریف نمی‌شود

Jahan

توصیه‌های یک راهب برای سلامتی و جوان ماندن

Jahan

بیل گیتس، ایستاده در صف خرید همبرگر!

Jahan

 فستیوال نوروزی ایرانیان واشنگتن

cafeliberal

دانلود کتاب: در سنگر آزادی / فردريش فون هايک / ترجمه عزت الله فولادوند

Jahan

۲۵ توصیه برای شاد زیستن

cafeliberal