چرا میدان میلیونی؟

به زندان که افتادم و پس از آن که خروج اجباری از ایران رخ داد همه‌ی دوستانم از روی ترس ارتباط‌‌‌شان را قطع کردند جز یک دوست و از قضا آن دوست غیرسیاسی‌ترین‌شان و بی‌ادعاترین‌شان در حوزه‌ی سیاست و مبارزه بود.

برخی دوستان برایم از دلایل  ترک مراوده نوشتند؛ این‌که که قصد دارند در جایی استخدام بشوند، یا دکترا بگیرند که گزینش دارد و بیش‌ترشان هم بدون توضیح، ترک دوستی کردند.

در فامیل و هم‌شهری‌ها هم همین اتفاق افتاد. جز عمه‌ام که از قضا او هم غیرسیاسی‌ترین و کم‌ادعاترین فامیل از حیث سیاست بود، بیش‌تر بقیه عزیزان به جِد تلاش کردند که ارتباطی نداشته باشیم و من کاملا درک می‌کردم و درک می‌کنم که نگران شرایط زندگی‌شان در ایران هستند. از این‌رو هیچ‌گاه در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و فیس بوک و… برای این دوستان و فامیل درخواست دوستی ارسال نکردم تا با این کار مضطرب‌شان کنم.

این چند خط را نوشتم تا عرض کنم شما به این فکر کنید که اگر ارتباط با این عزیزان برقرار بود آیا جمهوری‌اسلامی آن‌ها را شناسایی و آزار می‌داد؟

به باور من نه!

نه این‌که جمهوری‌اسلامی حکومت معقولی و عادلی باشد. نه! اساسا با این حجم گسترده‌ی شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات صوتی و تصویری امکان کنترل ندارد و از طرفی اگر بخواهد چنین کند باید حجم کثیری از انسا‌ن‌ها را  به دلیل ارتباط‌‌شان با آشنایان ناراضی خارج کشور مواخذه کند که سود چندانی برایش ندارد.

پس چرا مردم می‌ترسند؟

حکومت‌های دیکتاتوری با همه وحشتناک‌بودن‌شان، برای کنترل راحت‌تر امور همواره تلاش دارند، خود را بیش از آن‌که ترسناک باشند ترسناک بنمایانند.

این وحشت مضاعف موجب می‌شود حکومت بدون این‌که نیرو و سرمایه‌ی زیادی هزینه کند تا شهروندان را مهار کند، شهروندان خودشان به اصطلاح پا از گلیم خود درازتر نکنند.

حکومت تمامیت‌خواه، آن تعداد نیرو ندارد که همه مردم یک کشور را کنترل کند و کوچک‌ترین مکالمات‌شان را در کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریک فضای مجازی رصد کند، اما با ایجاد هراس می‌تواند کاری کند که خودمان چراغ‌های رابطه را تاریک کنیم و دور از هم به توده‌های بی‌شکل وجزایر کوچک دور از هم تبدیل شویم.

بهترین پادزهر این وحشت این است که در مورد ترس‌های‌مان و شیوه غلبه بر آن با یک‌دیگر سخن بگوئیم و دست کم بر ترس‌های غیرضروری فایق آییم.

ایده‌ی #میدان_میلیونی در واقع گفت‌وگوکردن با یک‌دیگر به هدف چیرگی بر این ترس‌‌ها است.

وقتی با هم گفت‌وگو می‌کنیم و از امکانات محدود حکومت سرکوب‌گر برای سرکوب ناراضیان میلیونی سخن می‌گوئیم ترس‌مان می‌ریزد. وقتی ترس ما ریخت آن‌‌ها که هراس برشان خواهد داشت حکومت سرکوب‌گر است.

با انتقال این ترس از مردم به حکومت میدان میلیونی تحقق می‌پذیرد؛ دیوارهای ترس فرومی‌ریزد و فردای بهتر از راه می‌رسد.

بهزاد مهرانی

@behzadmehrani

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید